تعیین قطبیت رابطه: بازخورهای مثبت و منفی

تفکر سیستمی زبانی است برای صحبت درباره سیستم های پیچیده و موضوعات با وابستگی متقابل زیاد که مدیران همه روزه با آن مواجه هستند. در این چارچوب، حلقه های علیت مانند جملاتی هستند که با تعیین متغیرهای کلیدی در سیستم ساخته می‌شوند (اسم‌ها)، و روابط علیت بین آن‌ها را از طریق روابط و فلش‌ها نشان می‌دهند (افعال). با رسم حلقه های علت و معلولی و اتصال آن‌ها، می‌توانید داستانی دقیق از یک مشکل یا موضوع خلق کنید.

یک نمودار حلقه‌های علیت از چهار عنصر اصلی تشکیل شده است:

  • متغیرها
  • روابط بین متغیرها
  • علامت روی روابط (که نشان دهنده نحوه ارتباط متقابل هستند: قطبیت رابطه)
  • علامت حلقه (نشان دهنده نوع رفتاری که سیستم نشان می‌دهد)

با نشان دادن یک مشکل یا موضوع از منظر علیت، می‌توانید از نیروهای ساختاری که رفتار گیج کننده ایجاد می‌کنند، آگاهی یابید.

مثال یک تیم منابع انسانی را در نظر بگیرید که مسئول یکپارچه‌سازی رویکرد کیفیت جامع (Total Quality)، در یک سازمان شده است. در ابتدا اشتیاق زیادی در ارتباط با برنامه هست و تقاضا برای آموزش هم بالاست. همچنین موفقیت‌هایی در بسیاری از تیم‌های سازمانی حاصل می‌شود. اما دیده شده که به مرور زمان برنامه‌‌های مدیریت کیفیت جامع (Total Quality Management: TQM) نتایج رو به افولی خلق می‌کنند و علاقه به TQM سست می‌شود. چه اتفاقی می‌افتد؟

1- خلق نام متغیرها

اولین گام در رسم حلقه های علت و معلولی شناسایی اسامی (یا متغیرهایی) است که در رابطه با موضوع مهم هستند. به یاد داریم که متغیر چیزیست که می‌تواند در گذر زمان تغییر کند. در مثال مدیریت کیفیت جامع، “فعالیت‌های TQM” و “تقاضا برای آموزش TQM” از عناصر اصلی داستانند. بعد از صحبت بیشتر متوجه می‌شویم که “تهدید تصور شده” از طرف برنامه جدید هم از عنصرهای مهم بوده که به این ترتیب “مقاوت توسط مدیران میانی” هم به این جمع اضافه خواهد شد.

2- رسم روابط

وقتی متغیرها را شناسایی کردید، گام بعدی تکمیل “افعال” است. آن هم با متصل کردن متغیرها به هم و نشان دادن نحوه اثر گذاری آن‌ها بر هم. در زبان تفکر سیستمی، به دو روش می‌توان روابط را علامت گذاری (تعیین قطبیت) کرد:

  1. گذاشتن S و O: اگر متغیر A بر روی B اثر گذارد و با فرض ثابت بودن همه چیز، تغییرات B با تغییرات A هم‌جهت باشد (با کم شدن آن کم و با زیاد شدن آن زیاد شود)، در این صورت روی فلش رابطه حرف Sمی‌گذاریم (Same). در غیر اینصورت حرف O قرار می‌گیرد (Opposite).
  2. گذاشتن + و -: دقیقا مشابه روش بالا هر کجا S داشتیم علامت + و هر کجا O بود علامت – قرار می‌دهیم.

در داستان TQM، تیم می‌بینند که در ابتدا، فعالیت‌های TQM باعث ایجاد تقاضا برای آموزش TQM می‌شوند. پس با افزایش فعالیت، تقاضا افزایش می‌یابد و رابطه علامت S (یا +) دارد. اما با افزایش فعالیت‌ها، تهدید احساس شده از طرف آن‌ها نیز افزایش می‌یابد (یک رابطه + دیگر) که منجر به مقاوت از جانب مدیران میانی می‌شود (یک رابطه +).

در این مثال رابطه O هم داریم. برای مثال تیم منابع انسانی می‌بین که، با افزایش مقاومت مدیران میانی، تعداد فعالیت‌های TQM کاهش یافته که با علامت O (-) نشان می‌دهیم.

در این مرحله رسم حلقه های علت و معلولی به دو حلقه رسیده است که به وسیله متغیر مشترک یعنی “فعالیت‌های TQM” به هم وصل هستند.

 

3- علامت‌گذاری حلقه

تعیین قطبیت  هر رابطه در نمودار امری ضروری است. با تعیین صحیح قطبیت روابط، در یک حلقه بازخور، کار برای تعیین منفی یا مثبت بودن خود حلقه نیز هموار می‌شود.

وقتی تمام روابط در حلقه تکمیل شدند، به دنبال تعیین این هستیم که چه نوع رفتاری خلق خواهد کرد. در تفکر سیستمی، دو نوع پایه از حلقه‌های علیت وجود دارد:

تقویتی(R): که در آن تغییر در یک جهت دوباره با تغییر در همان جهت تقویت و ترکیب می‌شود. مثلا پول در حساب سپرده سود ایجاد می‌کند، که باعث افزایش مانده حساب می‌شود و این خود سود بیشتری به همراه دارد.

تعادلی(B): برخلاف حلقه‌های تقویتی، تغییر در یک جهت را با تغییر در خلاف آن خنثی می‌کنند. فرآیندهای تعادلی تلاش می‌کنند سیستم را به حالتی دلخواه رسانده و در همانجا حفظش کنند. مانند ترموستاتی که دمای منزل را در یک درجه ثابت نگه می‌دارد. یا وقتی گرسنه می‌شویم بدن سیگنالی به مغز می‌فرستد که وقت خوردن است و گشنگی حاصل می‌شود.

 

 

به همین خاطر همانند شکل زیر، نمودار رفتار در طول زمان برای حلقه‌های تقویتی به صورت رشد نمایی و برای حلقه‌های تعادلی به شکل رشد یا نزول، تا رسیدن به مقداری مشخص است. در اثر تعامل این دو حلقه در ابتدا رشد نمایی داریم (چون حلقه تقویتی بر سیستم مسلط است) اما پس از مدتی حلقه تعادلی قدرت و تسلط یاقته و رشد، هدفجو خواهد شد (خط آبی را دنبال کنید).

یک مثال دیگر:

 

Psitive & Negetive Feed

تمرین (تعیین قطبیت رابطه):

جذابیت یک محصول که به جنبه‌های متفاوت آن بستگی دارد را در نظر بگیرید. قطبیت ارتباط را برای شکل زیر تعیین نمایید. چه حلقه‌های بازخوردی با تغییر تقاضا بخاطر جذابیت محصول بوجود می‌آید؟ آن‌ها را به نمودار اضافه کرده و قطبیت رابطه و حلقه‌ها را تعیین نمایید.

Product Attractivness Exap.

تعیین قطبیت حلقه

دو راه برای تعیین قطبیت حلقه وجود دارد: راه سریع و راه درست.

راه سریع: شمارش روابط با قطبیت منفی

راه سریع برای تعیین قطبیت حلقه‌ای در نمودار علت و معلولی شمارش تعداد ارتباطات منفی است. در صورتی که تعدادشان زوج باشد، حلقه مثبت (تقویتی) است و در صورت فرد بودن تعداد، حلقه منفی (تعادلی) است. این روش بدین دلیل کارایی دارد که حلقه‌های مثبت تغییر را تقویت کرده و حلقه‌های منفی خود اصلاح می‌باشند و با تغییر مخالفت می‌کنند. تغییری در یکی از متغیرها را در نظر بگیرید، در صورتی که تغییر با حرکت در مسیر حلقه تقویت شود، حلقه بازخور با قطبیت مثبت است و در صورتی که حرکت به گرد حلقه به کاهش تغییر اولیه منتهی گردد، آنگاه منفی بودن حلقه مسجل می‌شود. برای اینکه با تغییر اولیه مخالفت شود، سیگنال تغییر باید در یک دور حرکت خود تغییر علامت دهد؛ چنین اتفاقی زمانی رخ می‌دهد که تعداد کل روابط با قطبیت منفی در یک حلقه فیدبک فرد باشد. همانطور که مشخص است تک رابطه منفی علامت را عوض می‌کند و افزایش تبدیل به کاهش می‌شود. اما یک رابطه منفی دیگر که به دنبال آن آید، دوباره علامت را به حالت قبلی برگردانده و دوباره افزیش خواهیم داشت و تغییر ایجاد شده اولیه تقویت می‌شود.

راه سریع همیشه جواب می‌دهد مگر در مواقعی که در یک نمودار علیت پیچیده یا تعداد ارتباطات منفی به اشتباه شمرده شود و یا در همان ابتدای طراحی دیاگرام، یک قطبیت اشتباه تعیین گردد. در چنین حالتی شمارش تعداد حلقه منفی دیگراشتباه بوجود آمده را اصلاح نخواهد کرد.

در راه درست که در ادامه توضیح داده خواهد شد، به طور کامل اثر یک تغیر در مسیر حلقه برسی می‌شود و به همین علت باعث مشخص شدن قطبیت‌های اشتباه در حلقه و همچنین اگاه شدن هرچه بیشتر مخاطبین از مکانیزم موجود در سیستم می‌شود. استفاده از این روش معمولا در بلند مدت باعث صرفه‌جویی در زمان می‌شود.

راه درست: رد گیری از تاثیر تغییر در مسیر حلقه:

همانطور که گفته شد راه درست در تعیین قطبیت یک حلقه، بررسی رد یک تغییر کوچک در یکی از متغیرها در مسیر حرکت خود در حلقه فیدبک است. اگر بازخور موجود باعث تقویت تغییر اولیه شود، قطبیت حلقه مثبت است؛ در صورت مخالفت با تغییر اولیه علامت منفی خواهد بود. این روش با هر متغیری می‌تواند آغاز شود و نتیجه یکسان خواهد بود. به طور مثال در حلقه‌های بازار شکل اول، فرض کنید فروش به خاطر تبلیغ دهان به دهان افزایش یابد. به خطر مثبت بودن رابطه این متغیر با پایگاه مشتریان، تعداد پایگاه مشتریان افزایش می‌یابد. و چون رابطه برگشتی آن نیز مثبت است، افزایش اولیه در فروش دهان به دهان پس از طی حلقه دوباره باعث افزایش فروش دهان به دهان می‌شود پس حلقه مثبت (تقویتی) است.

به سراغ حلقه دیگر می‌رویم. افزایش اندکی در نرخ از دست رفتن مشتریان، باعث کاهش تعداد پایگاه مشتریان خواهد شد. با بوجود آمدن چنین کاهشی، تعداد کمتری مشتری برای از دست رفتن خواهند بود. همانطور که دیده شد حرکت در مسیر حلقه، باعث مخالفت با تغییر اولیه شده است پس علامت آن منفی است.

این روش مستقل از اینکه چه تعداد متغیر وجود دارد یا با کدام متغیر شروع کنید جواب صحیح می‌دهد. همچنین به جای افزایش می‌توانید با کاهش آغاز کنید.

در مثال TQM، حلقه “آموزش TQM” (که دو رابطه S دارد) یک حلقه تعادلی (با علامت R: مخفف Reinforcing) است. در حالی که حلقه “مقاومت مدیران میانی” (که یک رابطه O دارد) نشان دهنده فرآیندی تعادلیست که به دنبال تعادل در رشد فعالیت‌های TQM می‌باشد (با علامت B: مخفف Balancing).

تمرین:

قطبیت روابط و حلقه‌های شکل زیر را تعیین نمایید:

Loop Pol. Examp.

تمامی روابط باید قطبیت نا مبهم داشته باشند

گاهی ممکن است این شبهه بوجود اید که یک رابطه هم می‌تواند قطبیت مثبت داشته باشد هم منفی و انی بستگی به سایر پارامترها و محیطی که سیستم در آن قرار می‌گیرد دارد. مثلا نمودار سمت چپ شکل زیر رسم می‌شود که رابطه درآمد شرکت با قیمت محصولاتش را نشان می‌دهد. سپس می‌گوییم که این رابطه می‌تواند مثبت یا منفی باشد، بسته به اینکه کشش تقاضا چگونه است. اگر کشش تقاضا بالا باشد، قیمت بالاتر به معنی درامد کمتر است. به خاطر اینکه 1 درصد افزایش در قیمت باعث کاهش تقاضا بیش از 1 درصد می‌شود. پس رابطه با قطبیت منفی است. درصورتی که کشش پذیری تقاضا پایین باشد، افزایش 1 درصدی در قیمت، تقاضا را کمتر از 1 درصد کاهش داده و در اینصورت درآمد زیاد خواهد شد. پس قطبیت رابطه مثبت است. سپس اینگونه نتیجه گیری می‌شود که نمی‌توان قطبیتی قطعی در نظر گرفت.

در چنین مواقعی که در تعیین قطبیت با مشکل مواجه می‌شویم دلیل وجود بیش از دو راه ارتباطی بین دو متغیر است. در مثال بالا قیمت دو اثر بر درآمد دارد: اول اینکه با فروش هر واحد چه مقدار درآمد ایجاد می‌شود. و دوم اثر آن بر خود تعداد فروش رفته. بنابر این : درآمد= قیمت * فروش. با فرض اینکه شبی تقاضا مانند بسیاری از کالاها نزولی باشد، قیمت بیشتر فروش کمتر را بدنبال خواهد داشت. بنابر این نمودار صحیح همانند شکل سمت راست خواهد بود که در ان هیچ ابهامی در مورد قطبیت روابط وجود ندارد.

کشش پذیری تقاضا نسبت به قیمت تعیین کننده این است که کدام مسیر علیت غالب است. اگر تقاضا به قیمت حساس نباشد (یعنی تقاضایی با کشش‌پذیری کمتر از یک داریم) مسیر پایین شکل ضعیفتر است که افزایش قیمت باعث بالارفتن درامد بیش از آنچه کاهش فروش آن را کم می‌کند خواهد شد و در اینصورت خالص اثر افزایش قیمت، ازدیاد درآمد خواهد بود. بالعکس اگر مشتریان نسبت به قیمت حساس باشند (که کشش پذیری قیمت بیشتر از یک خواهد بود.) مسیر پایینی غالب خواهد شد. افزایش در درآمد به ازاء هر واحد کالا به واسطه کاهش در مقدار فروش خنثی شده و بنابر این درآمد کل کاهش خواهد یافت. با جدا کردن دو مسیر می‌توانیم تاخیر موجود در سیستم را نیز متوجه شویم. در همین مثال معمولا تاخیری زیادی در تغییر قیمت و تغییر مقدار فروش خواهد بود، درصورتی که تاخیری در تاثیر قیمت بر درآمد یا وجود ندارد یا بسیار کوچک است.

چنین رویکردی برای جداکردن مسیرهای علیت از یکدیگر در روابطی که نسبت به قطبیت آن‌ها ابهام وجود دارد، راهکاری مناسب برای عمیق تر کردن فهم ما از ساختار علی، تاخیرها و رفتار سیستم می‌باشد.

4- گذر بر روی حلقه

وقتی رسم حلقه های علت و معلولی تمام شد، بهتر است برروی آن‌ها کذر کرده و “داستان را تعریف کنیم”. تا مطمئن شویم که نمودار رفتار توصیف شده را در خود دارد. در مثال TQM، حلقه‌ها این داستان را می‌گویند:

“فعالیت‌های ابتدایی TQM منجر به افزایش در آموزش TQM شدند، که این فعالیت TQM بیشتر را در کل سازمان به همراه آورد. اما با ازدیاد فعالیت‌های TQM، تهدید تصور شده هم بیشتر شد که منجر به بالا رفتن مقاومت از طرف مدیران میانی شد. و نتیجه کاهش کلی در فعالیت‌های TQM بود.”

داستان سرایی

با استفاده از نمودارهای علیت برای خلق داستان موضوعات پیچیده، می‌توانیم فهم خود را از روابط بینابینی در ساختار سیستم، شفاف‌تر کنیم. دیاگرام‌های حاصل شده همچنین یک ارائه بصری فراهم می‌کنند که می‌تواند برای تعامل این فهم با دیگران، استفاده شود. با تمرین می‌توانیم در خلق داستان سیستم‌ها ماهرتر شده و آثار به هم مرتبط اقدامات خود را بهتر ببینیم.

 

منبع:

Sterman, J. D. (2000). Business Dynamics: Systems Thinking and Modeling for a Complex World. Boston: Mc Graw Hill

 

سایر مطالب تحلیل دینامیک‌های سیستم:

  1. نمودارهای علت و معلولی: سیستم بر روی کاغذ
  2. علیت در مقابل همبستگی: بستنی عامل ارتکاب قتل
  3. تعیین قطبیت رابطه: بازخورهای مثبت و منفی
  4.  نامگذاری حلقه های علیت: جلوگیری از جنگ سازمانی
  5. نامگذاری متغیرهای نمودار علیت
  6. تاخیر در سیستم: بنزین با قیمت بالا یا پایین؟!
  7. دینامیک‌های سیستم و آموزگاران مدارس
    1. آموزش دانش‌آموز محور
    2. طبیعت سیستم‌ها
    3. اشتباهات سیستمی
    4. مدل‌ها در همه جا
    5. مدل‌های کامپیوتری
    6. منابع اطلاعاتی و فراگیری مدل‌ها
    7. ساختارهای عمومی و معادلات دیفرانسیل
    8. مرور مقاله آموزش دینامیک‌ها سیستم در مدارس – جی فارستر
  8. معرفی دوره خودآموز دینامیک‌های سیستم: دانشگاه MIT
  9. شبیه ساز پرواز مدیریتی
  10. مدل کردن متغیرهای نرم
  11. از ابزارهای حسابداری تا مدل های دینامیک سیستم
  12. چه زمانی شبیه سازی دینامیک سیستم انجام دهیم؟
  13. از عوامل کلیدی موفقیت تا حلقه های کلیدی موفقیت
  14. از حلقه های علت و معلولی تا مدل کامپیوتری سیستم – 1
  15. از نمودار علت و معلولی تا مدل های کامپیوتری سیستم – 2

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *