سیستم‌ها با راسل ایکاف [ویدئو]: چرا نظام سلامت و آموزش به ما ضرر می‌زنند؟

در این ویدئو آقای راسل ایکاف درباره پنج نوع محتوا در ذهن انسان صحبت می‌کند و دلایل بسیار جالب توضیح می‌دهد که چرا انسان‌ها به جای انجام کار درست، معمولا کار اشتباه را درست انجام می‌دهند. (در ویدئو قبلی تفکر سیستمی را با راسل ایکاف مرور کردیم.)

به گفته او، پنج نوع محتوا در ذهن انسان وجود دارد. داده، اطلاعات، دانش، فهم و خرد. چهار مورد اول همگی کمک می‌کنند کارایی ما افزایش یابد. اینکه چقدر بهینه بتوانیم به چیزی که میخواهیم برسیم.

با این حال با خرد، به اثربخشی می‌رسیم.

باید دقت کنیم کارایی و اثربخشی را جای یکدیگر به کار نبریم. این تفاوت را با جمله‌ای از پیتر دراکر بهتر می‌توان درک کرد که می‌گوید:

درست انجام دادن کارها، با انجام کارهای درست تفاوت دارد.

انجام کارهای درست، همان خرد (یا اثربخشی) است و انجام درست کارها، همان کارایی است. نباید فراموش کنیم که هرچه یک کار اشتباه را درست‌تر انجام دهیم، بیشتر اشتباه کرده‌ایم. به عبارت دیگر اگر کارایی خود را در انجام کاری اشتباه بهبود دهیم، در مسیر اشتباه‌تری قرار گرفته‌ایم.

پس بهتر است که راه درست را اشتباه انجام دهیم، تا اینکه کار اشتباه را درست. بسیاری از مشکلات اجتماعی که امروز درگیر آن هستیم نیز به خاطر همین انتخاب اشتباه اهداف است.

 

دو مثال از حساس‌ترین سیستم‌های اطرافمان که اهدافی اشتباه را دنبال می‌کنند

 

مثلا نظام سلامت را در نظر بگیریم، که معمولا رضایتی از عملکرد آن وجود ندارد. یک بار دیگر بیاندیشیم که چرا به دکترها و بیمارستان‌ها پول پرداخت می‌کنیم؟

تا وقتی که به مشکل می‌خوریم از ما مراقبت کنند. پس نظام بیماری و ناتوانی داریم، نه یک نظام سلامت؛ و قطعا این دو با هم متفاوت هستند. بدترین اتفاقی که در این سیستم می‌افتد این است که، برای سلامتی به کسی تکیه می‌کنیم که درآمدش وابسته به درمان بیماری ماست.

برای اینکه نظام سلامت داشته باشیم، باید پرداخت ما به دکترها در ازای حفظ سلامتی‌مان باشد و تمامی هزینه‌های درمانی بر عهده دکتر قرارگیرد. در چنین حالتی به نفع او خواهد بود که ما را سالم نگه دارد نه بیمار.

آمار حاکی از آن است که در آمریکا سالانه 1 میلیون نفر در بیمارستان‌ها به عفونت شدید دچار می‌شوند، و بیش از 100هزار نفرشان می‌میرند. در صورت پیش‌گیری بسیاری از جراحی‌ها و تست‌ها لازم نخواهند بود و می‌دانیم که چرا این اتفاق نمی‌افتد:

سیستم در تلاش است که بقا و پایداری خود را حفظ کند.

به  همین خاطر باید اهداف این سیستم دوباره بررسی شود و تغییر یابد. هر چند که در ظاهرا اهداف چیزهایی بیان شود که به نظر درست هستند، اما بین آنچه می‌گوییم و آنچه در عمل اتفاق می‌افتد تفاوت وجود دارد.

 

مثال بعدی سیستم آموزش است. دغدغه امروز سیستم آموزش ما یادگیری نیست (چیزی که باید باشد) و بیشتر تدریس است.

به خاطر آوریم که زبان مادریمان به ما تدریس شد یا خود آموختیم؟ مانند آموخته‌هایمان در محل کار که برآورد می‌شود سهم 95 درصدی در مقابل چیزهایی دارد که در مدرسه و دانشگاه به ما درس می‌دهند (با این اوصاف چقدر زمان و منابع در حال هدر رفتن است!).

به نظر شما وقتی یک مفهوم اساسی در یک کلاس تدریس می‌شود، چه کسی بیشترین یادگیری را دارد؟ خود معلم.

مدارس برعکس عمل می‌کنند. دانش آموزان باید با تدریس به یکدیگر بیاموزند، نه با تدریس دیدن. مدارسی با چنین متدی طراحی شده‌اند و عملکرد آن‌ها فوق‌العاده بوده است. آموختن دینامیک سیستم در مدارس، تحت نظر آقای فارستر از نمونه‌ها آن است.

همانطور که دیدیم، می‌توان سیستم‌های مختلف اجتماعی را در نظر گرفت و بررسی کرد که چطور اهداف نامشهود آن‌ها، کاملا در تضاد با مقاصد بیان شده‌شان است. پس موضوع در اینجا کارایی نخواهد بود، بلکه اثربخشی مهم است.

 

چرا خرد، حالت غالب در اندیشیدن ما نمی‌شود؟

ما هیچگاه با انجام درست کارها چیزی نمی‌آموزیم. تنها اشتباه کردن است که می‌تواند منبع یادگیری ما باشد.

دو نوع اشتباه وجود دارد:

  • وقتی کاری اشتباه انجام می‌دهیم: مثلا شرکتی، یک شرکت دیگر را می‌خرد که نباید می‌خرید.
  • وقتی کاری که باید انجام دهیم را انجام نمی‌دهیم: شرکتی که باید دیگری را بخرد اما این کار را انجام نمی‌دهد.

اشتباهات نوع دوم بسیار مهم‌تر هستند. وقتی نگاهی به کشورها، کمپانی‌ها و افرادی می‌اندازیم که شکست خورده‌اند، خواهیم دید که بخاطر کارهایی که انجام ندادند درگیر آن شده‌اند.

حال نگاهی به سیستم حسابداری حاکم بیاندازیم؛ صرفا هزینه‌های خطاهای نوع اول ثبت می‌شوند. وقتی کاری انجام ندهیم، در بایگانی‌های حسابداری هم درج نمی‌شوند.

پس در سیستمی هستیم که انجام کار اشتباه چیز بدی است و ماندگار می‌شود. در صورتی که یک مدیر باشیم، می‌خواهیم شغل خود را حفظ کنیم و جلو وقوع اشتباه را بگیریم. در چنین حالتی راهکار حداقل کردن انجام کارهای اشتباه چیست؟ اینکه هیچ‌کاری نکنیم.

همین اجتناب از اشتباه است که ما را به یک پایداری کاذبی می‌رساند و تغییر را غیر ممکن می‌کند. به همین خاطر باید سیستم را به سمتی ببریم که به خطاهای نوع دوم هم اهمیت دهد و آن‌ها را ثبت و ضبط کند.

یکی دیگر از مثال‌های بارز خطای نوع دوم، توزیع نابرابر ثروت در دنیاست. وقتی هیچ‌کاری در مقابل آن انجام ندهیم، نتیجه‌اش معضلاتی مثل مرگ و میر کودکان از گرسنگی می‌شود.

 

سایر مطالب تفکر سیستمی:

  1. در سیستم پیچیده دینامیک بال پروانه طوفان به پا می‌کند
  2. هر سیستم یک مجموعه است و نه بالعکس
  3. هدف، روح نا پیدای سیستم
  4. مراقب کوه یخ سیستم‌ها باشیم
  5. دشمن را ملاقات کردیم : خود ما! (قسمت اول)
  6. دشمن را ملاقات کردیم : خود ما! (قسمت دوم)
  7. مثال‌هایی از مقاومت در برابر سیاست
  8. مقاومت علی سیاست: اشکال در سیستم یا سیاست؟
  9. بازخور (فیدبک): دستان پشت پرده سیستم‌ها
  10. وبسایت‌هایی برای مطالعه تفکر سیستمی
  11. تفکر سیستمی: یک جهان‌بینی عملیاتی (قسمت اول)
  12. تفکر سیستمی: یک جهان‌بینی عملیاتی (قسمت دوم)
  13. تفکر در زمینه‌ی تفکر سیستمی: چطور می توانیم راحت تر به آن تجهیز شویم؟
  14. 7 مهارت اساسی اندیشیدن (ابزارهای تفکر سیستمی)
  15. تفکر سیستمی: چه چیزی؟ چرا؟ چه زمانی؟ کجا؟ وچطور؟
  16. تفکر سیستمی: نیاز رهبران برای رشد پایدار کسب و کار
  17. معرفی چند کتاب تفکر سیستمی
  18. مربی‌گری و تسهیل تفکر سیستمی در سازمان
  19. 6 گام سیستمی اندیشیدن در عمل
  20. چطور ساختار سیستمی را ببینیم؟
  21. تفکر دینامیک (پویا) چیست؟
  22. ماتریس استقرار چشم انداز: چارچوبی برای تغییرات بزرگ
  23. از تفکر رویداد محور تا تفکر سیستمی
  24. کلیپ تفکر سیستمی
  25. مدل ذهنی چیست؟
  26. مدل های ذهنی و مدل‌سازی دینامیک سیستم ها
  27. معرفی سه ابزار تفکر سیستمی تحت وب
  28. مسئولیت پذیری سازمانی : چطور جلوی یکی از سنگین‌ترین هزینه‌های سازمانمان را بگیریم؟
  29. سطوح مسئولیت پذیری سازمانی : درمانی برای پدیده‌ای خطرناک در سازمان
  30. تئوری‌پردازی برای خلق حلقه های علت و معلولی
  31. استفاده از نمودارهای حلقه علیت برای شفاف کردن مدل ذهنی
  32. شناسایی تاخیر ؛ چطور در سازمان در فرصت کمتر کار بیشتری انجام دهیم
  33. چرا معضل ترافیک کلانشهرها ساخت اتوبان و بزرگراه نیست؟
  34. معرفی تفکر سیستمی به سازمان ؛ چطور دیگران را با خود همراه کنیم؟
  35. عشق در تفکر سیستمی [ویدئو]: مثالی عملی در زندگی روزانه
  36. تفکر سیستمی و سازمان ناب : چطور تویوتا نوسانات بازار را در خود حل کرد
  37. تفکر سیستمی و چاقی : چرا گرسنگی راه لاغر شدن نیست؟
  38. تفکر سیستمی و اضافه وزن (2): سیستم بدن را بشناسیم و لاغر شویم
  39. نقطه اهرمی چیست؟ 12 نوع آن از دید تفکر سیستمی
  40. نقاط اهرمی در سیستم‌ها (1): معرفی سه نمونه آن
  41. نردبان استنتاج: چطور به کمک این مدل از سوء برداشت جلوگیری کنیم؟
  42. سطوح فهم از دید تفکر سیستمی: رویداد، الگو، ساختار و چشم‌انداز
  43. زبان تفکر سیستمی: چطور با تغییر زبان دنیا را واقعی‌تر ببینیم؟
  44. حلقه های علت و معلولی: سنگ بناهای سیستم‌های دینامیکی
  45. حلقه های علیت تا دیاگرام گرافیکی عملکرد : ابزار قدرتمند تفکر سیستمی
  46. تفکر سیستمی با راسل ایکاف [ویدئو]
  47. سیستم‌ها با راسل ایکاف [ویدئو]: چرا نظام سلامت و آموزش به ما ضرر می‌زنند؟
  48. تفکر ساختارمند : گله گاو شیرده و تیم فروش چه شباهتی به هم دارند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *