مقاومت علیه سیاست: اشکال سیستم یا سیاست؟

در سلسله بحث‌های تفکر سیستمی اعمال سیاست‌های مناسب جهت هدایت سیستم‌ها به سمت دلخواه و مساعد بحث بسیار طولانی و عملیاتی می‌باشد. در این متن یکی از مشکلات راه حل‌های نا مناسب در برخورد با سیستم‌های پیچیده و پویا بررسی می‌شود.

یکی از دلایل مقاومت در برابر تغییر این است که ما دوست داریم تجربیات را به صورت یک سری متوالی از رویدادها تفسیر کنیم. ما از روزگار قدیم یاد گرفته‌ایم که در توضیح یک اتفاق سلسله‌ای از علت و معلول‌ها را پشت سر هم بیاوریم و تصور کنیم که هر علتی یک معلول دارد و این رابطه به صورت خطی ادامه می‌یابد. مثلا می‌گوییم سطح انبار بالا رفته چون فروش ناگهانی کاهش یافته است؛ فروش کاهش یافته چرا که رقیبان قیمت‌ها را کاهش داده‌اند.

این چنین می‌شود که در یک سلسله علت و معلول بینهایت گرفتار می‌شویم و آنقدر جلو می‌رویم که یا به یک اولین علت می‌رسیم و یا انگیزه جلو رفتن بیشتر را از دست می‌دهیم.

این دیدگاه رویداد محور باعث اندیشیدن به راه حل‌های رویداد محور نیز می‌شود. شکل زیر نحوه تلاش ما برای حل مشکلات را نشان می‌دهد.

Linear Thinking

ما جایگاهی که در آن قرار داریم را با اهدافمان مقایسه می‌کنیم و فاصله بین موقعیت دلخواه ما و موقعیتی که حس می‌کنیم در آن قرار داریم همان مشکل می‌شود. به عنوان مثال اگر فروش مورد نظر برای شرکت خود را یک میلیارد تومان در نظر بگیرید و در آخر سال متوجه شوید که 800 میلیون تومان بیشتر نفروخته‌اید آنگاه با یک مشکل 200 میلیون تومانی روبرو هستید.

حال راه‌های مختلفی برای بر طرف کردن آن به ذهنتان می‌رسد که ممکن است یکی کاهش قیمت برای تحریک مشتریان و افزایش سهم بازار باشد، یا تغییر مدیر فروش با شخصی که حریص‌تر است.

به هر حال راه حلی که به نظرتان بهتر است را انتخاب کرده و به امید روزهای بهتر آن را اجرا می‌کنید. سپس می‌بینید که اوضاع بهتر شده یا حداقل اینطور تصور می‌کنید. اما آیا چنین طرز فکری بر اساس اصول تفکر سیستمی است؟

در ادامه سیستم به اقدام شما واکنش نشان می‌دهد و رقبا با مشاهده موفقیت شما قیمت‌ها را کاهش می‌دهند و باز فروش سقوط می‌کند. حال راه حل دیروز تبدیل به مشکل امروز شده‌است.

ما عروسک گردان‌هایی نیستم که بتوانیم از بیرون سیستم آن را دستکاری کنیم بلکه خود محاط در آن هستیم. ما متاثر از تصمیمات خود بوده و عملکرد امروز ما و نتایج آن موقعیت فردایمان را می‌سازد، و این همان فیدبک (بازخور) است.

Decision Environment Feedback-1

تصمیمات ما محیطمان را تغییر داده که باعث می‌شود تصمیمات جدیدی بگیریم

مقاومت در برابر سیاست درواقع بدین خاطر اتفاق می‌افتد که ما کل سیستم را در نظر نمی‌گیریم و مردم حاضر در یک سیستم پیچیده اجتماعی هم تلاش خواهند کرد تا آرامشی که ما بر هم زده‌ایم را به روزهای اول خود بازگردانند. اقدامات ما حتی ممکن است عوارض جانبی را تشدید کند.

Environment-Goals-Others

اقدامات ما و به دنبال آن تغییر در محیط باعث تشدید عوارض جانبی، اقدامات با تاخیر سایرین و تغییر در اهداف و دخالت‌های آن‌ها خواهد شد. چنین بازخورهایی باعث ایجاد نتایج پیش‌بینی نشده و سیاست‌های ناکارآمد می‌شود.

ما بعضا طوری درباره عوارض جانبی صحبت می‌کنیم گویی یک ویژگی واقعی هستند. اما درواقع اینگونه نیست و عوارض جانبی وجود ندارد بلکه تنها تاثیرات وجود دارد.

هرگاه ما کاری انجام می‌دهیم اثرات بسیاری دارد، حال ما آن‌هایی را که مد نظرمان بوده یا سودرسانی کرده را اصلی و سایر را فرعی یا جانبی می‌نامیم. همان‌هایی که پیش‌بینی نشده بودند، با بازخورشان سیاست ما را بر هم زدند و آن‌هایی که به سیستم آسیب رساندند. عوارض جانبی یک ویژگی حقیقت نیستند بلکه نشانه‌ی شناخت محدود و ناقص ما از سیستم می‌باشند.

عوارض جانبی پیش‌بینی نشده به این خاطر رخ می‌دهند که ما معمولا تصور می‌کنیم علت و معلول در سیستم‌های پیچیده و پویا از نظر زمانی و مکانی به هم نزدیک هستند. در صورتی که اگر با تفکر سیستمی بنگریم در نظام‌هایی نظیر یک شهر، کسب و کار، اکوسیستم و یا جامعه در بسیاری از مواقع زمان و مکان علت و معلول لزوما به یکدیگر نزدیک نیست.

با کوچک کردن مرزهای سیستم حتی ممکن است منکر قانون دوم ترمودینامیک هم بشویم. مانند اواسط دهه 90 که خیال می‌شد با ساخت ماشین‌های الکتریکی بدون دود (ZEVs: Zero Emission Vhicles) مشکل آلودگی هوا قابل حل است، حال آنکه اگر تصویر خود را از مرز سیستم گسترده‌تر کنیم متوجه تولید آلودگی توسط نیروگاه‌ها می‌شویم.

در این حالت همان آلودگی اینبار به صورت تجمع یافته در نقطه‌ای دیگر ایجا می‌شود. به هر حال باید این را بپذیریم که هیچ شکلی از حمل و نقل بدون تاثیر بر محیط زیست نیست و قانون دوم هم نقض نخواهد شد.

برای اجتناب از مقاومت در برابر سیاست و یافتن نقاط اهرمی سیستم‌ها باید مرزهای مدل ذهنی خود را توسعه دهیم تا بتوانیم تاثیر بازخور تصمیماتی که می‌گیریم و کارهایی که می‌کنیم را به خوبی درک کنیم. به همین خاطر است که باید ساختار و دینامیک سیستم‌های بسیار پیچیده و پویایی را که در آن‌ها زندگی می‌کنیم را بخوبی بشناسیم و در نگاه به مسئله خود را مجهز به ابزار تفکر سیستمی نماییم.

منبع: کتاب Business Dynamics

سایر مطالب تفکر سیستمی:

  1. در سیستم پیچیده دینامیک بال پروانه طوفان به پا می‌کند
  2. هر سیستم یک مجموعه است و نه بالعکس
  3. هدف، روح نا پیدای سیستم
  4. مراقب کوه یخ سیستم‌ها باشیم
  5. دشمن را ملاقات کردیم : خود ما! (قسمت اول)
  6. دشمن را ملاقات کردیم : خود ما! (قسمت دوم)
  7. مثال‌هایی از مقاومت در برابر سیاست
  8. مقاومت علی سیاست: اشکال در سیستم یا سیاست؟
  9. بازخور (فیدبک): دستان پشت پرده سیستم‌ها
  10. وبسایت‌هایی برای مطالعه تفکر سیستمی
  11. تفکر سیستمی: یک جهان‌بینی عملیاتی (قسمت اول)
  12. تفکر سیستمی: یک جهان‌بینی عملیاتی (قسمت دوم)
  13. تفکر در زمینه‌ی تفکر سیستمی: چطور می توانیم راحت تر به آن تجهیز شویم؟
  14. 7 مهارت اساسی اندیشیدن (ابزارهای تفکر سیستمی)
  15. تفکر سیستمی: چه چیزی؟ چرا؟ چه زمانی؟ کجا؟ وچطور؟
  16. تفکر سیستمی: نیاز رهبران برای رشد پایدار کسب و کار
  17. معرفی چند کتاب تفکر سیستمی
  18. مربی‌گری و تسهیل تفکر سیستمی در سازمان
  19. 6 گام سیستمی اندیشیدن در عمل
  20. چطور ساختار سیستمی را ببینیم؟
  21. تفکر دینامیک (پویا) چیست؟
  22. ماتریس استقرار چشم انداز: چارچوبی برای تغییرات بزرگ
  23. از تفکر رویداد محور تا تفکر سیستمی
  24. کلیپ تفکر سیستمی
  25. مدل ذهنی چیست؟
  26. مدل های ذهنی و مدل‌سازی دینامیک سیستم ها
  27. معرفی سه ابزار تفکر سیستمی تحت وب
  28. مسئولیت پذیری سازمانی : چطور جلوی یکی از سنگین‌ترین هزینه‌های سازمانمان را بگیریم؟
  29. سطوح مسئولیت پذیری سازمانی : درمانی برای پدیده‌ای خطرناک در سازمان

2 Comments on “مقاومت علیه سیاست: اشکال سیستم یا سیاست؟”

  1. با سلام .
    منظورتون از نزديكي علت و معلول در سيستمهاي پيچيده دقيقا چيه؟ يعني ميتونن به جاي هم بكار برن؟ و اينكه همبستگي در اين سيستمها چطوري تبيين ميشه؟ راجع نقاط اهرمي سيستمهاي پيچيده بيشتر توضيح بدين.
    باتشكر

    1. با سلام
      منظور این هست که در چنین سیستم‌هایی ممکن است شما اقدامی انجام دهید اما نتیجه و اتفاقاتی که بخاطر این اقدام بوجود میاد هم از نظر زمان و هم از نظر مکان نزدیک به این عمل انجام شده که در واقع در اینجا در نقش علت است، نباشد. مثلا انفجار بمب اتم در هیروشیما را در نظر بگیرید. معلولیت در کودکان ژاپنی چند نسل بعد از این انفجار ادامه داشت و البته فقط ژاپنی‌ها نبودند که از این مواد رادیواکتیو رنج بردند بلکه با وجود جریان باد و آب مناطق دورتر نیز تحت تاثیر قرار گرفتند. به همین خاطر گفته می‌شود که در یک سیستم پیچیده دینامیک علت و معلول لزوما نزدیک به هم نیستند و این موضوع تحلیل این سیستم‌ها را برای ذهن انسان بسیار دشوار و عملا غیر ممکن می‌کنه و اینجا هست که کامپیوترها به کمک میان.(موضوع مفصل هست و فکر کنم در مطالب بعدی روشن‌تر خواهد شد.)
      سوال سومتون رو دقیقا متوجه نشدم متاسفانه.
      نقاط اهرمی در سیستم به نقاطی گفته میشه که شما با انجام یک کار کوچک بتونید نتیجه‌ای بزرگ و مورد دلخواه خود را بگیرید. از اونجایی که مطلب درباره اون هنوز در اینجا منتشر نشده پیشنهاد میکنم به این لینک مراجعه بفرمایید.
      با تشکر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *