تفکر سیستمی: نیاز رهبران برای رشد پایدار کسب و کار

اقتصاد کل دنیا تحت فشار است و هزاران نفر از مردم بیکار می‌شوند. در همین حین، زمین در خطر گرم شدن است و سیستم‌های زیستی در حال افولند. ما چطور این مشکلات را می‌سازیم؟ آیا همه این‌ها نتیجه‌ی سیاست‌های ضعیف است؟ یا چیزی اساسی‌تر در کار است؟

ریشه‌های مشکلات ما ساده‌اند و با این حال هنوز از دید بسایری رهبران کسب و کار و سیاسیون به طور کامل پنهان پنهان مانده‌اند. فعالیت‌ اکثر شرکت‌ها و هدف و ساختار اقتصاد به عنوان یک کل، بر اساس قضاوت‌های نادرست بنیادی در مورد نحوه عملکرد این سیاره و معنی یک زندگی خوب شکل گرفته‌اند.

برای حل چالش‌های امروزه، رهبران باید بر دیدگاه‌های اشتباهی که مخمصه ایجاد کرده‌اند، غلبه کنند. در بنیادیترین سطح، نیاز داریم از طرز “تفکر خطی” به سمت “رویکرد سیستمی” حرکت کنیم. به این معنی که تمرکز بر رفع عیب سریع اجزاء خراب شده‌ی واضح و در دسترس را کنار گذاشته و رفتار و تفکر خود را با قوانین طبیعی پایداری هم راستا کنیم. با وجود سال‌ها بحث در مورد تفکر سیستمی، چند شرکت یا دولت محدود به معنای واقعی آن را به کار برده‌اند. این مشکل تا حدودی به خاطر عدم وجود چارچوبی ساده برای بکارگیری نگرش سیستمی است.

در این مطلب یک چارچوب شامل پنج تعهد درونی ارائه می‌کنیم که می‌تواند به رهبران برای تغییر تفکر خطی به تفکر سیستمی کمک کند.

1- دیدن سلسله مراتب سیستم‌ها (hierarchy)

یکی از ویژگی‌های سیستم‌های پیچیده سلسله مراتبی بودن آن‌هاست. بدین معنی که یک سیستم خود متشکل از سیستم‌های کوچکتری است که هر یک هدف خود را دارند. ین اهداف معمولا در راستای هدف سیستم سطح بالاترند. مثلا بدن انسان متشکل از زیر سیستم‌هایی نظیر دستگاه گوارش و سیستم ایمنی است. هدف این سیستم‌های همگی در جهت حفظ بقای انسان می‌باشد.

به همین خاظر باید همیشه در تلاش برای دیدن سیستم‌هایی باشیم که بخشی از آن‌هاییم. اقتصاد در بسیاری بخش‌ها سقوط کرده است، چرا که بخش مالی، سال‌ها در تلاش بوده که منافع شخصی خود به حداکثر برساند؛ آن هم بدون در نظر گرفتن عواقبش برای کل نظام اقتصادی بزرگتری که خود در درون آن قرار گرفته است. دمای زمین رو به افزایش است به این دلیل که انسان منافع اقتصادی‌اش را در اولویت قرار می‌دهد و با سوزاندن زغال سنگ، نفت و گاز اثرات مخربی بر سیستم جهانی آب و هوا بر جای می‌گذارد.

دلیل وجود تمام انواع زندگی در این سیاره حضور همه ما در شبکه پیچیده‌ای از سیستم‌های زیست محیطی و اجتماعی  به هم وابسته است. مدیران باید چشم بندهای خود را بردارند و این قانون طبیعی وابستگی متقابل را به رسمیت بشناسند. اولین تعهد مورد نیازبرای تغییر جهت به تفکر سیستمی “دیدن سیستم‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی است که بخشی از آن‌ها هستیم”.

سیستم‌ها به راحتی قابل کمی‌سازی نیستند. اما می‌توانیم نقشه‌ی آن‌ها را ترسیم کنیم. کشیدن نقشه سیستم‌ها به رهبران کمک خواهد کرد که بفهمند وجودشان به این گره خورده که بخشی از سیستم‌های پیچیده به هم وابسته باشند.

2- در داخل مرزهای سیستم به دنبال عامل مشکل بگردیم

باید برای همه عواقب اقدامات خود بر سیستم‌هایی که گفتیم، پاسخگو باشیم. در این جهان بیش از حد شلوغ، گرم و بسیار به هم متصل امروز، تقریبا هر عمل ما بر سیستم‌های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی این سیاره تاثیر می گذارد؛ در حال حاضر و یا در آینده. با این حال، مدیران کسب و کارها و رهبران دولت‌ها مانند یک گاونر در یک فروشگاه چینی، بدون در نظر گرفتن عواقب سیاست‌هایشان در این سیستم، به دنبال منافع شخصی خود هستند. قانون طبیعی علت و معلول در همه جا فراگیر است. شکست در درک این موضوع همیشه نتایج وخیمی به بار می‌آورد.

مدیران باید همه‌ی عواقب احتمالی فعالیت‌های شرکت خود را بر روی سیستم‌های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی که بخشی از آن‌ها هستند، در نظر بگیرند.

مانند سیستم‌ها، کمی‌سازی روابط علت و معلولی دشوار است. اما می‌توان آن را به کمک ابزارهایی مانند نمودار “استخوان ماهی” ترسیم کرد.

3- رعایت اصول اولیه اخلاقی

برخی اصول در جهان در ارتباط با برابری و عدالت، عمومیت دارند. پس از اینکه آگاهی رهبران درباره تاثیرات فعالیت‌هایشان خود بر سیستمی جزئی ازآن هستند توسعه یافت، باید مجموعه‌ای روشن از اصول اخلاقی را برای کنترل پاسخ‌هایشان به فعل و انفعالات محیط داشته باشند.

منظور از اخلاقیات، تصمیم‌گیری آن‌ها درباره این است که در برخورد با افراد درون و بیرون سیستم، چه چیزی عادلانه و چه چیزی ناعادلانه است. و همچنین وظایف و مسئولیت‌هایشان در قبال دیگران. رایج‌ترین تصور اخلاقی جهان تحت این عنوان  است “هیچ آسیبی نرسان”.

قانون طبیعی عدالت اخلاقی می‌گوید: هر عملی که آزار  یا مرگ غیر قابل توجیه برای انسان ایجاد کند، از نظر اخلاقی اشتباه است. استفاده ما از سوخت‌های فسیلی اما در حال حاضر باعث درد و رنج و مرگ انسان‌های بسیاری است. از طرفی باعث گرم تر شدن زمین نیز می‌شود. این یک نمونه از رفتار اشتباه ز نظر اخلاقی است. تعهد به آسیب نرساندن مدیران را به کنترل صفات خودخواهانه و فرصت‌طلبانه درونی خود متمرکز می‌کند.

بررسی راه‌های بسیاری که یک سازمان می‌تواند برای آسیب نرساندن طی کند، خود یک تمرین سیستمی قدرتمند است.

4- پذیزش حقوق ذی‌نفعان

بایستی تعهدی که از جانب ذی‌نفعان به گردن ما است را پذیرفته و مسئولیت بقای سازمان را قبول کنیم. مقیاس اقتصاد امروز و تاثیرات زیست محیطی مرتبط با آن بدین معنی است که فعالیت‌های انسانی، و نه فرآیندهای طبیعی، در حال حاضر تعیین کننده سرنوشت این سیاره هستند. اکنون باید قانون طبیعی امانتداری را قبول کنیم – هر فرد و سازمان در زمین امانت‌دار ادامه‌ی هر نوع حیاتی برای ذی‌نفعان هم عصر خود و آیندگان است. قانون طلایی این تعهد را بیان می کند: “با دیگران آنگونه که دوست دارید با شما رفتار کنند، رفتار کنید”. ما باید با سیستم‌های اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی که زندگی ما در داخل آن قرار گرفته به درستی رفتا کنیم، چون زندگی ما به آن‌ها وابسته است.

وقتی که رهبران بخش دولتی و خصوصی به وضوح و عمومی اصول اخلاقی را که راهنمای فعالیت سازمانشان است، آشکار و نهان بیان و تقویت می‌کنند، تغییرات سازنده‌ای رخ خواهد داد.

5- زمان شکستن باورهای نادرست است

بسیاری از مدیران تصور می‌کنند که تمرکز بر منافع شخصی خود – به حداکثر رساندن رفاه شخصیشان، خانواده خود، پیش از هر چیز دیگری – طبیعی و خوب است. اما با این دیدگاه دچار یک سردرگمی-خودمحور با آزادی فردی می‌شوند. هیچ کار اجرایی به کنترل شدن با این باورهای مضر و از رده خارج شده نیاز ندارد. هر کسی می‌تواند در هر زمانی سیستمی بیندیشد. قانون طبیعی اراده آزاد ارائه دهنده ی توانمندسازی دانش است. هر سازمان دولتی و خصوصی می‌تواند هر زمانی تعهدات پنج گانه را انتخاب نماید.

تغییر به پایداری یک نفر و یک سازمان در یک زمان اتفاق می افتد. این به این معنی است که نقطه شروع برای پرداختن به بحران های زیادی برای هر یک از ما است. در حالی که رهبران دیگر شروع به فکر سیستمیک می کنند، سرایت اجتماعی رخ خواهد داد و اراده سیاسی و فرهنگی مورد نیاز برای تنظیم جامعه در یک مسیر پایدار پدیدار خواهد شد.

لینک

سایر مطالب تفکر سیستمی:

  1. در سیستم پیچیده دینامیک بال پروانه طوفان به پا می‌کند
  2. هر سیستم یک مجموعه است و نه بالعکس
  3. هدف، روح نا پیدای سیستم
  4. مراقب کوه یخ سیستم‌ها باشیم
  5. دشمن را ملاقات کردیم : خود ما! (قسمت اول)
  6. دشمن را ملاقات کردیم : خود ما! (قسمت دوم)
  7. مثال‌هایی از مقاومت در برابر سیاست
  8. مقاومت علی سیاست: اشکال در سیستم یا سیاست؟
  9. بازخور (فیدبک): دستان پشت پرده سیستم‌ها
  10. وبسایت‌هایی برای مطالعه تفکر سیستمی
  11. تفکر سیستمی: یک جهان‌بینی عملیاتی (قسمت اول)
  12. تفکر سیستمی: یک جهان‌بینی عملیاتی (قسمت دوم)
  13. تفکر در زمینه‌ی تفکر سیستمی: چطور می توانیم راحت تر به آن تجهیز شویم؟
  14. 7 مهارت اساسی اندیشیدن (ابزارهای تفکر سیستمی)
  15. تفکر سیستمی: چه چیزی؟ چرا؟ چه زمانی؟ کجا؟ وچطور؟
  16. تفکر سیستمی: نیاز رهبران برای رشد پایدار کسب و کار
  17. معرفی چند کتاب تفکر سیستمی
  18. مربی‌گری و تسهیل تفکر سیستمی در سازمان
  19. 6 گام سیستمی اندیشیدن در عمل
  20. چطور ساختار سیستمی را ببینیم؟
  21. تفکر دینامیک (پویا) چیست؟
  22. ماتریس استقرار چشم انداز: چارچوبی برای تغییرات بزرگ
  23. از تفکر رویداد محور تا تفکر سیستمی
  24. کلیپ تفکر سیستمی
  25. مدل ذهنی چیست؟
  26. مدل های ذهنی و مدل‌سازی دینامیک سیستم ها
  27. معرفی سه ابزار تفکر سیستمی تحت وب
  28. مسئولیت پذیری سازمانی : چطور جلوی یکی از سنگین‌ترین هزینه‌های سازمانمان را بگیریم؟
  29. سطوح مسئولیت پذیری سازمانی : درمانی برای پدیده‌ای خطرناک در سازمان
  30. تئوری‌پردازی برای خلق حلقه های علت و معلولی
  31. استفاده از نمودارهای حلقه علیت برای شفاف کردن مدل ذهنی
  32. شناسایی تاخیر ؛ چطور در سازمان در فرصت کمتر کار بیشتری انجام دهیم
  33. چرا معضل ترافیک کلانشهرها ساخت اتوبان و بزرگراه نیست؟
  34. معرفی تفکر سیستمی به سازمان ؛ چطور دیگران را با خود همراه کنیم؟
  35. عشق در تفکر سیستمی [ویدئو]: مثالی عملی در زندگی روزانه
  36. تفکر سیستمی و سازمان ناب : چطور تویوتا نوسانات بازار را در خود حل کرد
  37. تفکر سیستمی و چاقی : چرا گرسنگی راه لاغر شدن نیست؟
  38. نقطه اهرمی چیست؟ 12 نوع آن از دید تفکر سیستمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *