آرکتایپ های سیستمی

مشکلات عمده‌ای که با آن مواجه می‌شویم را نمی‌توان در همان سطحی از تفکر حل کنیم که موقع خلقشان در آن بوده‌ایم.

آلبرت اینشتین

ما در دنیای وقایع زندگی می‌کنیم. چیزها اتفاق می‌افتند و ما نیز پاسخ می‌دهیم (دستگاهی خراب می‌شود، یک جدیدش را می‌خریم؛ فروش نزول می‌کند، کمپین تبلیغاتی اجرا می‌کنیم؛ سود سقوط می‌کند، کارکنان را تعدیل می‌کنیم).

 

هر رویداد، رویدادی دیگر خلق می‌کند. آن هم در زنجیره‌ی بی‌پایانی از روابط علت و معلولی. در این سطح از فهم، تنها کاری که می‌توان کرد عکس‌العمل در برابر وقایعی است که برایمان اتفاق می‌افتد. 

 

اگر شروع کنیم به دیدن دنیا به عنوان الگوهایی از رفتارها در طور زمان، آنگاه می‌توانیم مشکلات را پیش‌بینی کنیم (الگوهای خرابی دستگاه‌ها، چرخه‌های نزول و صعود فروش و نوسات در سود سازمان) و با آن‌ها منطبق می‌شویم (برنامه‌ریزی نگهداری و تعمیرات، زمان‌بندی چرخه‌های تبلیغات و تسلط بر مهارت‌های حذف هزینه).

چنین توانایی ما را قادر به پیش‌بینی روندها و آماده شدن برای آن خواهد کرد. در این سطح ما همچنان در حال پاسخ دادن به رویدادها هستیم، اما با روشی فعالانه‌تر.

 

با این حال اگر به عمق سطوح ساختار سیستمی رویم، می‌توانیم ببینیم که چه چیزی رفتاری که شاهدش هستیم را خلق می‌کند. و سپس در جهت تغییر ساختار اقدام می‌کنیم. چنین رویکری به ما کمک می‌کند به جای اینکه با عوارض سر و کله بزنیم، منبع مشکل را تغییر دهیم.

 

قدرت تفکر سیستمی نیز از همین تمرکز بر روی ساختار سیستمی حاصل می‌شود، جایی که قوی‌ترین اهرم برای حل مشکلاات وجود دارد. رویکرد سیستمی با کمک جهت چارچوب‌بندی مشکلات در نگرشی کاملا متفاوت، شفاف شدنشان را بسیار تسهیل می‌کند.

 

تفکر سیستمی مجموعه‌ای از ابزارها را برای کسب بصیرتی عمیق‌تر از مکشلات ارائه می‌کند(از ابزارهای ساده قلم و کاغذی مثل نمودارهای علت و معلولی گرفته تا ابزارهایی پیچیده‌تر مانند مدل‌های شبیه‌سازی کامپیوتری و محیط‌ها طراحی شده برای یادگیری).

 

آرکتایپ‌های سیستمی دسته‌ای از ابزارها هستند که “داستان‌های رایج” در تفکر سیستمی را معرفی می‌کنند (همان پدیده‌های رایج دینامیکی که در محیط‌های متفاوت تکرار می‌شوند). آن‌ها راهکارهایی قدرتمند برای شناسایی مشکلات و تشخیص مداخله‌های با توان اهرمی بالا هستند که می‌توانند تغییرات بنیادی ایجاد کنند.

 

چطور از آرکتایپ های سیستمی استفاده کنیم

آرکتایپ های سیستمی می‌توانند به عنوان قالب‌هایی برای تشخیص مشکلات مضمن آزار دهنده استفاده شوند. در “آرکتایپ‌های سیستمی در یک نگاه” مروری سریع بر همه آرکتایپ‌های تفکر سیستمی (به جز “حلقه‌های تعادلی با تاخیر”) خواهیم داشت.

 

این کار کمک خواهد کرد قالب‌هایی فراهم شود که برای استفاده در شناسایی دینامیک‌های مشابه که در سازمانتان رخ می‌دهد بکار گیرید. معمولا یک رویداد که به عنوان عارضهه یک مشکل دیده می‌شود، می‌تواند نقطه شروع باشد. این شما را هدایت می‌کند که الگوی رفتار مرتبط با رویدادهای مشابه در طول یک دوره زمانی را بیرون بکشید.

 

آرکتایپ سپس به شما کمک می‌کند ساختارهای سیستمی را که مسئول هستند تشخیص دهید. وقتی که آرکتایپ سیستمی مناسب شناسایی شد، مداخله‌های با توان اهرمی بالا روشن می‌شوند.

در دوره آموزشی آرکتایپ های سیستمی قصد داریم با هر یک از این ابزارهای توانمند و در عین حال ساده تفکر سیستمی آشنا شویم، ساختار هر یک را بسناسیم، آن‌ها را در محیط‌های مختلف ببینیم و طرز صحیح مواجهه با آن‌ها را یاد بگیریم.

 

همانطور که گفته شد به خاطر فراگیر بودن آرکتایپ‌های سیستمی در زندگی روزمره، مدیریت سازمان‌ها، اداره کشور و … ،یادگیری آن‌ها منحصر به فرد و گروه خاصی نمی‌شود. به همین خاطر دعوت می‌کنیم ادامه آموزش را از همین صفحه پیگیری نمایید.

 

لیست دروس آرکتایپ سیستمی :

  1. آرکتایپ اعتیاد : سازمان شما هم این عادت مخرب را دارد؟
  2. آرکتایپ حلقه های تعادلی با تاخیر : چطور اقتصاد تبدیل به یک بازی الاکلنگ مرگبار می‌شود؟
  3. آرکتایپ تعدیل اهداف : چطور استانداردهای سازمان به مرور تنزل می‌یابد؟
  4. آرکتایپ چشم و هم چشمی : چطور جلوی جنگ قیمتی را بگیریم؟
  5. آرکتایپ اصلاحات ناموفق : چطور راه حلِ امروز تبدیل به معضلِ فردا می‌شود؟
  6. آرکتایپ رشد و عدم سرمایه گذاری : چطور رشد سازمان باعث توقف آن می‌شود؟
  7. آرکتایپ محدودیت های موفقیت : چرا زنجیره رونق و رکود بوجود می‌آید؟
  8. آرکتایپ انتقال بار : چه شباهتی بین یک سازمان و هِلِن کِلِر وجود دارد؟
  9. آرکتایپ موفقیت برای موفق : آیا تنها شرط رشد شایستگی است؟
  10. آرکتایپ تراژدی مشترکات : چرا تصمیمات منطقی‌ فردی باعث فاجعه جمعی می‌شود؟