حلقه های علیت تا دیاگرام گرافیکی عملکرد : ابزار قدرتمند تفکر سیستمی

دیاگرام گرافیکی عملکرد از جمله ابزارهای تفکر سیستمی است که در این مطلب به طور کامل با آن آشنا خواهیم شد.

در کتاب “آشوب: ساخت علمی جدید” (Chaos: Making a new science) آقای جیمز گلیک، شاخه نسبتا جدیدی از علم را معرفی می‌کند که کاربردهای عمیقی برای چگونگی دیدن جهان دارد. به طور ساده می‌توان گفت آشوب علم دیدن نظم و الگو در جایی است که پیش از این فقط تصادفی بودن، بی‌نظمی و عدم پیش‌بینی‌پذیری دیده می‌شده است.

 

کمی که فکر کنیم متوجه می‌شویم قطعا تفکر سیستمی هم با نظریه آشوب سر و کار دارد.
نمودارهایی مثل حلقه‌های علت و معلولی (Causal Loop Diagrams: CLDs)، متغیرهای انباره و جریان (Stock & Flow) و دیاگرام گرافیکی عملکرد (Graphical Function Diagrams: GFDs) همگی روش‌هایی هستند برای استخراج ساختار زیربنایی، در هرج و مرجی که در زندگی روزمره می‌بینیم.

 

ارتباط رفتار به ساختار

تفکر سیستمی و نظریه آشوب هر دو تأکید دارند پدیده‌های دنیای واقعی باید به نحوی توصیف شوند، که بازتاب دهنده شهود ما باشند. مثلا نوشتن معادلات دیفرانسیلِ جزئی برای توصیف پدیده‌ها، گمراه کننده است. چرا که ما به این صورت به دنیا نمی‌نگریم.

 

اگر نتوانیم ساختاری که رفتار سیستم واقعی را ایجاد می‌کند بشناسیم، داشتن مدلی که صرفا برخی پدیده‌های دنیای حقیقی را بازتولید کند، کافی نخواهد بود. به همین خاطر نمودارهای تفکر سیستمی بر به تصویر کشیدن حقیقت در قالبی تمرکز می‌کنند، که با فهم شهودی ما از سیستم‌هایی که در آن‌ها مدیریت و زندگی می‌کنیم، ارتباط برقرار کند.

 

از حلقه‌های علت و معلولی تا دیاگرام گرافیکی عملکرد

برای دیدن این‌که چطور یک دامنه از ابزارهای تفکر سیستمی می‌توانند کمک کنند، باید بتوانیم ساختار یک سیستم را که جزئیات آن افزوده می‌شود دریابیم.

بیایید به سیستم پس‌انداز که همگی با آن آشنا هستیم نگاهی بیاندازیم. اگر با استفاده از نمودار حلقه‌های علیت ساختار یک حساب پس‌انداز را ترسیم کنیم، می‌بینیم که افزایش در سپرده، مقدار سود به دست آمده را بالا می‌برد، که خود باعث بیش‌تر شدن پول ذخیره شده می‌شود.

 

نمودار رفتار در طول زمان (Behavior Over Time) شبیه منحنی رشد نمایی می‌شود. ممکن است بگویید: من که نمی‌دانم این حساب کیست ولی اصلا شبیه مال من نیست! درست است، یک سیستم در زندگی واقعی به ندرت این چنین ساده است.

معمولا عوامل بسیار دیگری در تعیین سطح پس انداز دخیل هستند. پاسخ این سؤال که چه تعداد عامل اضافه شوند، همیشه بستگی به هدف از آزمودن سیستم دارد.

 

از آن‌جایی که جزئیات هر سیستمی بی‌نهایت پیچیده هستند، بیهوده است که تلاش کنیم “کل سیستم مدل شود”.

در مثال ما هدف این است که تا حد امکان عوامل به طور دقیق معرفی شوند تا یک حساب سپرده معمول معرفی گردد. به همین علت مواردی مثل ذخیره درآمد، سود کسب شده و مخارج، آورده می‌شوند.

 

اگر صرفا علاقه‌مند به نشان دادن این بودیم که یک حلقه‌ی تعادلی وجود دارد و توصیف کننده نزول در رشد حساب پس‌انداز ما است، می‌توانستیم در همین مقطع متوقف شویم. از طرف دیگر اگر بخواهیم درباره ساختار در پس این رفتار دقیق‌تر شویم، باید نمودار را به شکل متغیرهای انباره و جریان رسم کنیم.

انباره و جریان

وقتی نمودارهای علت و معلولی را به متغیرهای انباره و جریان ترجمه می‌کنیم، در حال دقیق‌تر شدن درباره ساختارهای ایجاد کننده‌ی دینامیک‌ها هستیم.

وان حمام به عنوان یک استعاره از انباره‌ها کمک می‌کند، تشابه ساختارهای زیربنایی مفاهیم متنوعی مثل پس‌انداز، آلودگی، مشتریان و شهرت سازمانی را تجسم کنیم.

 

انباره و جریان جزئیات و فهم بیش‌تری به نمودار علت و معلولی ما می‌افزاید. در این نمودارها بین متغیرهایی از نمودار که خاصیت انباشتگی دارند (مثل حساب سپرده) و مواردی که فقط در سیستم جریان می‌یابند (مثل درآمد و مخارج) تمایز قائل می‌شود.

 

در نمودار “پس‌انداز به عنوان انباره” می‌توانیم ببینیم که پول به شکل درآمد و مخارج به سپرده وارد و از آن خارج می‌شود. مهم‌تر از آن، می‌توانیم به طور شهودی نیز با آن ارتباط برقرار کنیم. چرا که در زندگی واقعی هم پول را به صورت انباره و جریان تجربه می‌کنیم.

دیاگرام گرافیکی عملکرد : سیاست‌های ترسیم

در حال حاضر تصویر خوبی از رفتار دینامیک مقدماتی حساب پس‌انداز و حس ورودی‌ها و خروجی‌هاداریم. اما مدل همچنان ابتدایی است.

 

فرض کنید می‌خواهید پیش رفته و با استفاده از یک نمودار سیستمی، سیاست خانواده را برای مدیریت پس‌انداز توصیف کنیم. این‌طور توضیح می‌دهیم:

مخارج ما وابسته به مقدار پس‌اندازمان است. اگر باقی‌مانده حساب کم‌تر از 5،000 دلار باشد، خرج غیرضروری نداریم. با رشد پس‌انداز به بالاتر از 5،000 دلار، 15 تا 20 دلار ماهیانه خرج غیرضروری خواهیم داشت. اگر پس‌انداز بالای 10،000 دلار برود، احتمالا چند صد دلار هزینه تفننی خواهیم کرد. اما در هر صورتی این نوع مخارج بیش‌تر از 500 دلار نخواهد شد.

 

دیاگرام های گرافیکی عملکرد به ما اجازه می‌دهند تا بررسی یک سیستم را با افزودن سیاست‌ها و روابط فی‌مابین متغیرها، توسعه دهیم. اگر تلاش می‌کردیم که برنامه‌ی پس‌انداز بالا را به شکل تحلیلی توصیف کنیم، باید مقدار بیش‌تری کار انجام می‌دادیم تا به یک معادله‌ی مناسب برسیم. از طرفی وقتی کار تمام می‌شد، سخت بود که بگوییم آیا معادله، حساب سپرده‌ی ما را نشان می‌دهد یا محصولات تخفیف خورده فروشگاه وال‌مارت را.

 

حقیقت این است که بیش‌تر ما با مفاهیم انتزاعی ریاضی فکر نمی‌کنیم، بلکه با تصاویر و ساختارهایی که ریشه در تجربیات روزمره‌مان دارد، تفکر و تجسم می‌کنیم. به همین خاطر دیاگرام گرافیکی عملکرد مفید است. آن‌ها سیاست‌ها را به طریق یک نمودار ساده نشان می‌دهند که روابط بین یک متغیر با دیگری را تصویر می‌کند.

مثلا در برنامه پس‌انداز ما در یک نگاه می‌بینیم که مقدار پس‌انداز تا به 5،000 دلار نرسد، هیچ تأثیری بر مخارج غیرضروری ما ندارد. بعد از آن این مخارج تا رسیدن درآمد به 20،000 دلار رشد می‌کند و سپس روی 500 دلار ثابت می‌ماند.

مدیران هنرمند:

فیزیکدانی با نام میشل فیگنبام (Mitchell Feigenbaum) می‌گوید که هنر تئوری است درباره‌ی اینکه، دنیا برای بشر به چه شکلی است. کاملا مشخص است، هیچ کسی جهان اطراف ما را با جزئیات نمی‌داند. موفقیت هنرمندان در این است که فهمیده‌اند تنها مقدار اندکی از چیزها مهم هستند و آن‌ها را می‌بینند.
متوجه بشویم یا نه ما نیز هنرمند هستیم و به طور انتخابی جزئیاتی از جهانی که می‌خواهیم بر آن تمرکز کنیم را انتخاب می‌کنیم. آن جزئیات به عنوان مواردی در گزارشات تولید، اسناد مالی و مطالعات بازار، ظاهر می‌شوند.

 

مادامی که آن جزئیات ساختارهای اصلی که مهم هستند را در بر نگیرند، ناخودآگاه برای خود آشوب ایجاد می‌کنیم.

همان‌طور که یک پند تفکر سیستمی هشدار می‌دهد: “چیزی که آزارتان می‌دهد آن‌چه نمی‌دانید نیست، بلکه چیزیست که می‌دانید این کار را نمی‌کند.”

 

دیاگرام گرافیکی عملکرد : دیدن کل داستان

مدیر یک کارخانه بزرگ اتومبیل، داستانی از دعوای دو مهندس بر سر زاویه صحیح یک دسته‌ی موتور می‌گفت. هر دو نیم ‌ساعتی بحث می‌کردند و یکی قسم می‌خورد که 40 درجه درست است و دیگری روی 50 درجه پافشاری می‌کرد. پس از تلاش‌هایی به ظاهر منطقی برای اصلاح دیدگاه یکدیگر، شروع کردند به حمله به دانش، توانایی و شخصیت هم. تا این‌که مدیر سر رسید.

او پرسید محور مرجع را کدام در نظر گرفته‌اید؟

یکی پاسخ داد: مشخص است محور عمودی.

دیگری گفت: نه افقی!

از تعجب خشک شده بودند که هر دو یک چیز را می‌گفتند. اما از آن‌جایی که چارچوب مرجع مشترکی برای بحث در نظر نگرفته بودند، هر یک تصور می‌کرد نظر دیگری اشتباه است.

 

جهان‌های شخصی

داستان دو مهندس اشاره به مشکلی قدیمی در روابط دارد. هر یک از ما نسبت به واقعیت مجموعه فرضیات خود را داریم. همان تصویر شخصی از دنیا. معمولا هم به اشتباه تصور می‌کنیم نقطه نظر خودمان تنها راه نگریستن به یک موقعیت است.

برای مثال هر دو مهندس خیال می‌کردند موقعیت نفر دیگر بر اساس محور مشابه مدنظر خودش است. حتی یک لحظه هم به آن شک نکردند. اگر قبول نکنیم که فرضیات ما روی خروجی بحث تأثیر دارند، به مشکلاتی نظیر این دو مهندس برمی‌خوریم.

 

در بسیاری مواقع کلام می‌تواند به جای کمک کننده، بازدارنده باشد. به خصوص در به اشتراک‌گذاری تصاویر ذهنی که از واقعیت داریم؛ چرا که کلمات، برخلاف تصاویر ما را هنگام توصیف کردن وادار به صریح بودن نمی‌کنند. از آن‌جایی که تصاویر می‌توانند ایده‌ها را شفاف‌تر بیان کنند، قادر هستند ابزارهای قدرتمندتر و موثرتری باشند.

 

شاید تکراری شده باشد ولی باز این جمله را یادآوری می‌کنیم که یک تصویر به اندازه هزار کلمه ارزش دارد. اگر دو مهندس تنها دو خط محور را کشیده بودند، هیچ‌گاه کلماتی از سر عصبانیت از یکدیگر نمی‌شنیدند. وقتی موضوع پیچیده‌تر از یک محور مختصات ساده باشد، استفاده از تصاویر برای رسیدن به فهمی مشترک مهم‌تر می‌شود.

 

با استفاده از دیاگرام گرافیکی عملکرد (Graphical Function Diagrams:GFD)، تعیین نحوه ارتباط دو متغیر، بسیار ساده‌تر است؛ آن هم به شکلی دقیق که دیگران را هم دعوت می‌کند دیدگاه خود را به اشتراک گذارند.

 

دیاگرام های گرافیکی عملکرد به ما کمک می‌کنند از مشاهده صرف روابط همبستگی فراتر رویم (وقتی x اتفاق بیفتد آن‌گاه y هم اتفاق می‌افتد) و به بررسی فهم خود از روابط علیت بین دو متغیر بپردازیم (x باعث y می‌شود). در ساخت نمودارهای گرافیکی عملکرد باید از قانون 60 درصد تبعیت کنیم: بهتر است به سرعت نمودار را به 60 درصد درست برسانیم و بقیه زمان را صرف اصلاح آن کنیم. تا این‌که مقداری زیاد تلاش صرف به 100 رسیدن در همان ابتدا کنیم.

 

دیاگرام های گرافیکی عملکرد در مقابل نمودارهای پراکنده

بهترین راه توصیف نمودارهای گرافیکی عملکرد این است که بگوییم چه چیزی نیستند. این دیاگرام‌ها، نمودار پراکندگی نیستند (این نمودارها داده‌های یک متغیر را به ازای متغیر دیگر نشان می‌دهند) هر چند شباهت دارند.

اگر بخواهیم رابطه بین فروش و تأخیر در تحویل را به کمک نمودار پراکندگی بررسی کنیم، تعدادی نقطه‌ی داده می‌کشیم و سپس یک خط رگرسیون از میان آن‌ها عبور می‌دهیم.

 

به کمک نمودار پراکندگی می‌بینیم که در هفته‌های اول تا چهارم، فروش 25 هزار دلار سقوط کرده است. سپس می‌توانیم بر اساس داده‌های تاریخی برون‌یابی کرد، پیش‌بینی کنیم که یک تأخیر 5 هفته‌ای، منجر به نزول 25 هزار دلاری دیگری در فروش می‌شود.

در کل نمودارهای پراکندگی به این سؤال پاسخ می‌دهند که به طور تاریخی چه اتفاقی افتاده است. آیا همبستگی وجود داشته است، و بر اساس این اطلاعات انتظار چه چیزی را در آینده می‌توانم داشته باشم؟ به همین خاطر تمایل به گذشته‌نگری دارند.

 

از طرف دیگر یک دیاگرام گرافیکی عملکرد طبیعتی بسیار آینده‌نگر دارد. با شامل شدن طیف کامل از مقادیر محتمل، GFDها به شما کمک می‌کنند فرای دامنه‌ای از مقادیر عملکرد تاریخی را ببینید و بپرسید: “با فهمی که از سیستم دارم، فکر می‌کنم چه اتفاقی در هر نقطه محتمل خواهد افتاد؟”

 

خلق یک دیاگرام گرافیکی عملکرد (GFD)

این نوع دیاگرام می‌تواند کمک کند مدل ذهنی خود (و تیم) را درباره رابطه بین دو متغیرِ حیاتی شفاف کنیم. برخلاف نمودارهای رفتار، GFDها نحوه تغییر متغیرها در طول زمان را نشان نمی‌دهند، بلکه نشان دهنده نحوه رابطه بینابینی متغیرها هستند.

 

برای خلق یک GFD، بهتر است با پاسخ به این سؤالات شروع کنیم:

  • از همان ابتدا چه چیزی درباره روابط علیت بین این دو متغیر می‌دانیم؟
  • آیا نواحی طبیعی وجود دارد که در آن متغیر روی محور y تحت تأثیر متغیر x نباشد؟
  • چه مقادیر حداکثری برای هر یک از متغیرها می‌توان متصور بود؟

اگر با GFD به مثال فروش و تأخیر در تحویل نگاه کنیم، با این پرسش شروع خواهیم کرد:

فکر می‌کنیم طبیعت کلی رابطه بین این دو متغیر چگونه است؟ مسطح است، شیب صعودی دارد یا نزولی؟ برای بسیاری محصولات تأخیرهایی طولانی‌تر در تحویل به معنی فروش کم‌تر است. پس می‌توان فرض کرد که رابطه نزولی است.

 

با استفاده از داده‌های تاریخی و تجربیات گذشته می‌توانیم اولین مقطعی را بیابیم که در آن ناحیه‌ی خنثی، فروش نسبت به تفاوت در زمان تأخیر واکنشی ندارد.

تجربیات گذشته ممکن است بگوید فروش به طور مداوم با کمتر شدن تأخیر از 4 هفته افزایش می‌یابد. نمونه‌ای از تماس‌ها با مشتریان ممکن است بگوید که تفاوت چشمگیری بین 5/3 هفته و 5/4 هفته وجود ندارد. از طرف دیگر، تحقیقات بازار انجام شده نشان می‌دهد اگر تأخیر بیش‌تر از 5 هفته شود، فروشمان سقوط ناگهانی خواهد کرد.

 

با بررسی بیش‌تر متوجه می‌شویم حتی در شرایط حداکثری 20 هفته تأخیر، 200 هزار دلار فروش به خریداران اسیری خواهیم داشت، که در کوتاه مدت جایی دیگر برای رفتن ندارد.

ساخت فهم مشترک

دیاگرام حاصل یک فرضیه علّی است که می‌گوید مشتریان تأخیرهای کوتاه‌تر را با سفارش بیش‌تر پاداش می‌دهند، اما تأخیرهایی را که فراتر از یک دامنه‌ی مشخص برود، به شدت تنبیه خواهند کرد. یک GFD نسبت به نمودار پراکندگی توصیف غنی‌تری از رابطه بین تأخیر در تحویل و فروش ارائه می‌کند.

این دیاگرام کمک می‌کند دامنه‌ای کامل از راه‌حل‌ها به تصویر کشیده شود و خطر تمرکز کوته‌بینانه بر روی نتایجی خاص را حداقل می‌کند. همچنین ایجاد این دیاگرام به صورت گروهی کمک می‌کند فرضیات ذهنی متفاوت درباره تأثیر احتمالی بدتر شدن یا بهتر شدن عملکرد تحویل بیرون کشیده شود (مهندسان را دوباره به خاطر آورید!).

 

گاهی مفید است که رابطه را به شکل عمومی‌تری برده و متغیر y را تبدیل به “تاثیر” متغیر کنیم. برای مثال به جای فروش روی محور y می‌توانیم “تأثیر تأخیر در تحویل روی فروش” را داشته باشیم. که نشان می‌دهد یک تأخیر 5/3 تا 5/4 هفته‌ای تأثیری ندارد و کاهش زمان تأخیر آورده 5 درصدی برایمان دارد (فروش 05/1 برابری وقتی که در این ناحیه خنثی بمانیم) و افزایش زمان تأخیر به 20 هفته می‌تواند تا 80 درصد فروش ما را ببلعد.

 

نسخه‌ی “تأثیر متغیر” از GFD توجه را روی تأثیر نسبی تأخیر در تحویل متمرکز می‌کند. به جای تمرکز روی صرف اعدادی مشخص. در این حالت می‌توانیم تأثیر را روی متغیرهای متفاوت مقایسه کنیم. مثل تأثیر نسبی کیفیت روی فروش در مقابل بازاریابی روی فروش و مشخص کنیم که فهم ما از کدام عامل، بازیگر غالب است.

 

 

سایر مطالب تفکر سیستمی:

  1. در سیستم پیچیده دینامیک بال پروانه طوفان به پا می‌کند
  2. هر سیستم یک مجموعه است و نه بالعکس
  3. هدف، روح نا پیدای سیستم
  4. مراقب کوه یخ سیستم‌ها باشیم
  5. دشمن را ملاقات کردیم : خود ما! (قسمت اول)
  6. دشمن را ملاقات کردیم : خود ما! (قسمت دوم)
  7. مثال‌هایی از مقاومت در برابر سیاست
  8. مقاومت علی سیاست: اشکال در سیستم یا سیاست؟
  9. بازخور (فیدبک): دستان پشت پرده سیستم‌ها
  10. وبسایت‌هایی برای مطالعه تفکر سیستمی
  11. تفکر سیستمی: یک جهان‌بینی عملیاتی (قسمت اول)
  12. تفکر سیستمی: یک جهان‌بینی عملیاتی (قسمت دوم)
  13. تفکر در زمینه‌ی تفکر سیستمی: چطور می توانیم راحت تر به آن تجهیز شویم؟
  14. 7 مهارت اساسی اندیشیدن (ابزارهای تفکر سیستمی)
  15. تفکر سیستمی: چه چیزی؟ چرا؟ چه زمانی؟ کجا؟ وچطور؟
  16. تفکر سیستمی: نیاز رهبران برای رشد پایدار کسب و کار
  17. معرفی چند کتاب تفکر سیستمی
  18. مربی‌گری و تسهیل تفکر سیستمی در سازمان
  19. 6 گام سیستمی اندیشیدن در عمل
  20. چطور ساختار سیستمی را ببینیم؟
  21. تفکر دینامیک (پویا) چیست؟
  22. ماتریس استقرار چشم انداز: چارچوبی برای تغییرات بزرگ
  23. از تفکر رویداد محور تا تفکر سیستمی
  24. کلیپ تفکر سیستمی
  25. مدل ذهنی چیست؟
  26. مدل های ذهنی و مدل‌سازی دینامیک سیستم ها
  27. معرفی سه ابزار تفکر سیستمی تحت وب
  28. مسئولیت پذیری سازمانی : چطور جلوی یکی از سنگین‌ترین هزینه‌های سازمانمان را بگیریم؟
  29. سطوح مسئولیت پذیری سازمانی : درمانی برای پدیده‌ای خطرناک در سازمان
  30. تئوری‌پردازی برای خلق حلقه های علت و معلولی
  31. استفاده از نمودارهای حلقه علیت برای شفاف کردن مدل ذهنی
  32. شناسایی تاخیر ؛ چطور در سازمان در فرصت کمتر کار بیشتری انجام دهیم
  33. چرا معضل ترافیک کلانشهرها ساخت اتوبان و بزرگراه نیست؟
  34. معرفی تفکر سیستمی به سازمان ؛ چطور دیگران را با خود همراه کنیم؟
  35. عشق در تفکر سیستمی [ویدئو]: مثالی عملی در زندگی روزانه
  36. تفکر سیستمی و سازمان ناب : چطور تویوتا نوسانات بازار را در خود حل کرد
  37. تفکر سیستمی و چاقی : چرا گرسنگی راه لاغر شدن نیست؟
  38. تفکر سیستمی و اضافه وزن (2): سیستم بدن را بشناسیم و لاغر شویم
  39. نقطه اهرمی چیست؟ 12 نوع آن از دید تفکر سیستمی
  40. نقاط اهرمی در سیستم‌ها (1): معرفی سه نمونه آن
  41. نردبان استنتاج: چطور به کمک این مدل از سوء برداشت جلوگیری کنیم؟
  42. سطوح فهم از دید تفکر سیستمی: رویداد، الگو، ساختار و چشم‌انداز
  43. زبان تفکر سیستمی: چطور با تغییر زبان دنیا را واقعی‌تر ببینیم؟
  44. حلقه های علت و معلولی: سنگ بناهای سیستم‌های دینامیکی
  45. حلقه های علیت تا دیاگرام گرافیکی عملکرد : ابزار قدرتمند تفکر سیستمی
  46. تفکر سیستمی با راسل ایکاف [ویدئو]
  47. سیستم‌ها با راسل ایکاف [ویدئو]: چرا نظام سلامت و آموزش به ما ضرر می‌زنند؟
  48. تفکر ساختارمند : گله گاو شیرده و تیم فروش چه شباهتی به هم دارند؟

 

3 Comments on “حلقه های علیت تا دیاگرام گرافیکی عملکرد : ابزار قدرتمند تفکر سیستمی”

  1. سلام جناب خسروی
    با تشکر فراوان از مطالب بسیار مفید و کاربردی در زمینه تفکر سیستمی
    خیل ممنون از اینکه این دانش را در دسترس دیگران قرار داده اید
    بنده سه سال است با این دیدگاه آشنا شدم و با کتاب پنجمین فرمان اطلاعات مفیدی به دست آوردم
    ما با تکنیک triz برای تکامل اختراعات و ارتقا محصولات دانش بنیان فعالیت می کنیم و چون ریشه اصلی را در مدل ذهنی می دانستیم به این تفکر رسیدیم و الان هم روش ادیزس را استفاده میکنیم تا یک گروه یا یک مخترع را بتوانیم هئایت کنیم به ارتقا محصوا و یا شرکت خود
    و این با تغیر مدل ذهنی امکان پذیر است
    موفق باشید
    ما با اجازه از مطالب شما برای آموزش ها و مشاوره ها استفاده میکنیم راضی باشید

    1. مهدی عزیز سلام
      بسیار باعث خوشحالیه که افراد فرهیخته و تلاشگری مثل شما به اینجا می‌آیند. روش‌هایی که گفتی به نظر جالب هستند و ممنون میشم اگر منبع خوبی دربارش سراغ داری معرفی کنی که هم من هم دوستانی که به اینجا سر می‌زنند استفاده کنیم.
      اینکه از مطالب وبسایت برای آموزش استفاده می‌کنید هم مایه افتخار بنده هست و احساس مسئولیتم رو برای ارائه محتوای بهتر، بیشتر می‌کنه.
      موفق و پیروز باشی
      به امید دیدار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *