تفکر سیستمی با راسل ایکاف [ویدئو]

در سه ویدئویی که در ادامه میبینیم، آقای راسل ایکاف معرفی کاملا گویا و قابل فهمی از تفکر سیستمی ارائه می‌دهند. به طور کلی از ویژگی‌های سخنرانی‌ها و کتاب‌های ایشان این است که حین استفاده از آن، به خوبی تسلط ایشان را بر مطلب حس می‌کنید و نثر بسیار سلیس است (که البته چیزی غیر از این نیز انتظار نمی‌رود).

قسمت اول:

چطور می‌توانیم راه‌های جدید یادگیری را بیاموزیم؟

به نظر ایشان، تغییرات فرهنگی بزرگ خیلی اتفاق نمی‌افتد و 400 سال پیش در رونسانس آخرین مورد از تغییر زمانه (Change of Age) را داشتیم. بعد از جنگ جهانی دوم دوباره تحولات فرهنگی شروع شدند که تغییر زمانه هم جزئی از آن است.

این نوع تغییر، تحولات زیادی را زیرمجموعه خود دارد که یکی از آن‌ها نحوه اندیشیدن ماست. ردّ پای چنین تغییری هم در گفته‌های اینشتین دیده می‌شود که می‌گفت:

نمی‌توانید مشکلاتی را که با الگوهای ذهنی کنونی بوجود آمده‌اند، با همین الگوهای کنونی تفکر حل کنید.

یکی از موضوعات جالب درباره این گفته توافق اکثریت مدیران و افراد حرفه‌ای بر سر آن است، درحالی که تعداد اندکی متوجه معنای واقعی آن می‌شوند. قطعا موافق بودن با چیزی که معنای آن کاملا مبهم است، برای ما راحت می‌باشد.

در رونسانس دانشمندانی ظهور کردند که به طرز تفکر جدید مجهز شدند و نام آن روش علمی نام گرفت. امروز چنین رفتاری را در کودکان هم میبینیم.

به طور مثال کودکی که 2 تا 5 ساله است را آوریم و به او چیزی دهیم که تا به حال ندیده است. او سه مرحله را طی می‌کند که آن را بشناسد:

  1. آن را تکه تکه می‌کند.
  2. تلاش می‌کند متوجه شود اجزا هر یک چکار می‌کنند.
  3. فهم خود از اجزا را سر هم می‌کند تا کل را متوجه شود.

در ادامه کل فرهنگ ما هم بر همین اساس شکل گرفت. در دانشگاه رشته‌های بسیاری نظیر مدیریت، اجزا را با این پیش فرض مطالعه می‌کنیم که پس فهم هر یک، می‌توانیم آن‌ها را برای فهمیدن کل با یکدیگر یکپارچه کنیم. که این همان تفکر تحلیلی است.

این نوع تحلیل در تمامی سازمان‌ها و موسسات ما ریشه دوانیده است. اداره شرکت‌ها بدین شکل صورت می‌گیرد که آن را به اجزاء سازنده تقسیم می‌کنیم، هر قسمت را به کار می‌اندازیم و سپس تلاش می‌کنیم این قسمت‌های به کار افتاده را سرهم کنیم تا کل سیستم حرکت کند.

این یک فرآیند تحلیلی است. ساختار سازمانی هم دقیقا محصول این طرز فکر می‌باشد. معمولا هم دانشجو تا قسمت تجزیه و شناخت اجزا همراهی می‌شود و هنگام ترکیب کردن آن‌ها، تنها گذاشته می‌شود.

چنین راهکارهایی در دهه 50 میلادی، به یک دلیل جالب، با مشکل مواجه شدند.

در این سال‌ها یک زیست‌شناس اتریشی به نام لودویگ ون برتالانفی مقالات خود را که به زبان آلمانی بود به انگلیسی ترجمه کرد و در 1954 تحت عنوان “تئوری عمومی سیستم‌ها” منتشر کرد.

در این کتاب مفهومی معرفی شد که در ایجاد تغییر در نحوه تفکر بسیار حیاتی بود. این مفهوم، پیش‌فرض‌های قبلی را به چالش کشید. در آن بیان شد که چرا باید بفهمیم که یک سیستم چیست و اینکه چرا روش تحلیلی نمی‌تواند به سوالات حیاتی درباره سیستم‌ها پاسخ دهد.

 

 قسمت دوم

تحلیل چگونگی (How) را مشخص می‌کند، نه چرایی را (Why)

یک اتوموبیل را به عنوان سیستم مکانیکی که همه با آن آشنا هستیم در نظر می‌گیریم. چرا موتور در جلو خودرو است؟

چون از قبل با آن آشنا هستیم احتمالا می‌گوییم: “چون در گذشته اسب‌ها به عنوان نیروی محرک، در جلو کالسکه بودند.” اما کسی که چنین اطلاعاتی ندارد، آیا با تقسیم آن به اجزایش متوجه می‌شود؟

اتوموبیل به طور کلی برای 6 نفر طراحی شده است. اما چرا 6 نفر؟ چرا 5، 4 یا 10 نفر نه؟ آیا تکه تکه کردن آن به شما پاسخ خواهد داد؟

آیا با تقسیم خودرو به اجزایش متوجه می‌شویم چرا انگلیسی‌ها فرمان را سمت راست می‌گذارند؟

سوال پیش می‌آید که “چرا نمی‌توان سوالات مربوط به سیستم‌ها را با استفاده از تحلیل به دست آورد؟”

سوالاتی که به “چرا” (Why) پاسخ می‌دهند، توضیح دهنده هستند و فهم (Understanding)، حاصل توضیح است. علم (Science)، فهم درست نمی‌کند، بلکه دانش (Knowledge) ایجاد می‌کند.

به همین خاطر حاصل تحلیل، این است که بفهمیم چیزها چطور کار می‌کنند، اما هیچگاه درباره چرایی کار آن‌ها ما را قانع نمی‌کند.

در همین راستا به راه جدیدی برای فراهم کردن توضیح، و به تبع آن فهم، نیاز داریم. توضیح‌ها همیشه خارج سیستم وجود دارند، نه داخل آن. از طرفی تحلیل (Analysis) ما را به درون سیستم می‌برد.

ترکیب (Synthesis) نوعی دیگر از تفکر است که توضیحی برای چرایی فراهم می‌کند. این نوع تفکر از سه مرحله تشکیل شده است که دقیقا برعکس تحلیل می‌باشد:

  1. این جزئی از چیست؟آن کلی را تعریف کنیم که این جزئی از آن است. مثلا دانشگاه‌ها جزئی از سیستم آموزش و سازمان‌ها جزئی از سیستم اقتصادی هستند.
  2. تلاش کنیم رفتار موجودیت کل را که دربرگیرنده است، تعریف کنیم.
  3. فهم خود را از این کل، با تعیین نقش جزئی که به دنبال توصیف رفتار آن هستم، جدا کنم.

سیستم:

سیستم یک کُل است، که به وسیله عملکرد خود در سیستمی بزرگتر، که جزئی از آن است، تعریف می‌شود.

دوباره به مثال اتوموبیل بازگردیم. با این اوصاف، خودرو یک سیستم است که باید افراد را از یک محل به محلی دیگر برساند، روی زمین و به صورت شخصی. دیدم که کارایی آن تعریف شد، نه اینکه چطور این کار را انجام می‌دهد.

وقتی می‌خواهیم درباره یک کامپیوتر صحبت کنیم، نمی‌گوییم چطور کار می‌کند. بلکه می‌گوییم چکار می‌کند. کامپیوتر پردازش داده و محاسبات انجام می‌دهد.

پس هر سیستمی، جزئی از یک سیستم بزگتر است؛ عملکرد، یا نقش آن در سیستم بزرگتر تعیین کننده آن است. برای اینکه یک سیستم عملکرد مناسب خود را داشته باشد، اجزء ضروری دارد که

  • لازمند، اما کافی نیستند.
  • بر همین اساس یکی از مهمترین ویژگی‌های یک سیستم این است که نمی‌تواند آن را به اجزاء مستقل تقسیم کرد.
  • خصوصیات آن از تعامل این اجزاء به وجود می‌آید، نه عملکرد جداگانه هریک.

مثلا برای حرکت یک اتوموبیل، موتور، فرمان، تایرها و بدنه ضروری است و بدون آن‌ها عملکردش مختل می‌شود.

حال تصور کنید روش تحلیلی را برای بررسی سیستم در نظر بگیریم. اولین کاری که خواهیم کرد تجزیه آن است. که به معنی از دست رفتن تمامی خصوصیاتی حیاتی سیستم خواهد بود. خودرویی را فرض کنید که هر جزء آن دست یک نفر باشد؛ اصلا دیگر اسم چنین چیزی خودرو خواهد بود؟

یک سیستم هرگز جمع اجزایش نخواهد بود، بلکه محصول تعامل آن‌هاست.

از زاویه دیگر، هر جز به تنهایی هم نمی‌تواند عملکرد گذشته را داشته باشد. موتور اتوموبیلی که بیرون آوریم، دیگر تولید نیرو نمی‌کند؛ مغزی که از بدن جدا شده باشد هم دیگر نمی‌تواند فکر کند.

حال تصور کنید وارد یک دانشکده کسب و کار شده‌اید. نگاهی به لیست دروس می‌اندازید و چه چیزهایی می‌بینید؟ تدریس جداگانه بازاریابی، مدیریت تولید، مباحث مالی و ….

به همین خاطر است که در انتهای دوره، نه می‌دانیم کسب و کار چیست، نه اینکه کاربرد هر یک از این اجزا چه خواهد بود. فهم مباحث مدیریت تولید، بدون فهمیدن تعامل آن با بازاریابی، مالی و منابع انسانی، غیر ممکن است.

 

 

سایر مطالب تفکر سیستمی:

  1. در سیستم پیچیده دینامیک بال پروانه طوفان به پا می‌کند
  2. هر سیستم یک مجموعه است و نه بالعکس
  3. هدف، روح نا پیدای سیستم
  4. مراقب کوه یخ سیستم‌ها باشیم
  5. دشمن را ملاقات کردیم : خود ما! (قسمت اول)
  6. دشمن را ملاقات کردیم : خود ما! (قسمت دوم)
  7. مثال‌هایی از مقاومت در برابر سیاست
  8. مقاومت علی سیاست: اشکال در سیستم یا سیاست؟
  9. بازخور (فیدبک): دستان پشت پرده سیستم‌ها
  10. وبسایت‌هایی برای مطالعه تفکر سیستمی
  11. تفکر سیستمی: یک جهان‌بینی عملیاتی (قسمت اول)
  12. تفکر سیستمی: یک جهان‌بینی عملیاتی (قسمت دوم)
  13. تفکر در زمینه‌ی تفکر سیستمی: چطور می توانیم راحت تر به آن تجهیز شویم؟
  14. 7 مهارت اساسی اندیشیدن (ابزارهای تفکر سیستمی)
  15. تفکر سیستمی: چه چیزی؟ چرا؟ چه زمانی؟ کجا؟ وچطور؟
  16. تفکر سیستمی: نیاز رهبران برای رشد پایدار کسب و کار
  17. معرفی چند کتاب تفکر سیستمی
  18. مربی‌گری و تسهیل تفکر سیستمی در سازمان
  19. 6 گام سیستمی اندیشیدن در عمل
  20. چطور ساختار سیستمی را ببینیم؟
  21. تفکر دینامیک (پویا) چیست؟
  22. ماتریس استقرار چشم انداز: چارچوبی برای تغییرات بزرگ
  23. از تفکر رویداد محور تا تفکر سیستمی
  24. کلیپ تفکر سیستمی
  25. مدل ذهنی چیست؟
  26. مدل های ذهنی و مدل‌سازی دینامیک سیستم ها
  27. معرفی سه ابزار تفکر سیستمی تحت وب
  28. مسئولیت پذیری سازمانی : چطور جلوی یکی از سنگین‌ترین هزینه‌های سازمانمان را بگیریم؟
  29. سطوح مسئولیت پذیری سازمانی : درمانی برای پدیده‌ای خطرناک در سازمان
  30. تئوری‌پردازی برای خلق حلقه های علت و معلولی
  31. استفاده از نمودارهای حلقه علیت برای شفاف کردن مدل ذهنی
  32. شناسایی تاخیر ؛ چطور در سازمان در فرصت کمتر کار بیشتری انجام دهیم
  33. چرا معضل ترافیک کلانشهرها ساخت اتوبان و بزرگراه نیست؟
  34. معرفی تفکر سیستمی به سازمان ؛ چطور دیگران را با خود همراه کنیم؟
  35. عشق در تفکر سیستمی [ویدئو]: مثالی عملی در زندگی روزانه
  36. تفکر سیستمی و سازمان ناب : چطور تویوتا نوسانات بازار را در خود حل کرد
  37. تفکر سیستمی و چاقی : چرا گرسنگی راه لاغر شدن نیست؟
  38. تفکر سیستمی و اضافه وزن (2): سیستم بدن را بشناسیم و لاغر شویم
  39. نقطه اهرمی چیست؟ 12 نوع آن از دید تفکر سیستمی
  40. نقاط اهرمی در سیستم‌ها (1): معرفی سه نمونه آن
  41. نردبان استنتاج: چطور به کمک این مدل از سوء برداشت جلوگیری کنیم؟
  42. سطوح فهم از دید تفکر سیستمی: رویداد، الگو، ساختار و چشم‌انداز
  43. زبان تفکر سیستمی: چطور با تغییر زبان دنیا را واقعی‌تر ببینیم؟
  44. حلقه های علت و معلولی: سنگ بناهای سیستم‌های دینامیکی
  45. حلقه های علیت تا دیاگرام گرافیکی عملکرد : ابزار قدرتمند تفکر سیستمی
  46. تفکر سیستمی با راسل ایکاف [ویدئو]
  47. سیستم‌ها با راسل ایکاف [ویدئو]: چرا نظام سلامت و آموزش به ما ضرر می‌زنند؟
  48. تفکر ساختارمند : گله گاو شیرده و تیم فروش چه شباهتی به هم دارند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *