زبان تفکر سیستمی: چطور با تغییر زبان دنیا را واقعی‌تر ببینیم؟

تفکر سیستمی را می‌توان به عنوان یک زبان تصور کرد. زبانی که درواقع راهی خاص برای دیدن دنیا می‌باشد؛ بر نحوه‌ی تفکر ما اثر می‌گذارد و جهان‌بینی نیز متأثر از نحوه‌ی تفکر است.

در درس “تفکر سیستمی به عنوان یک زبان” آموزه‌هایی درباره‌ی چگونگی عملکرد تفکر سیستمی در جایگاه یک چارچوب مفید، وجود دارد که برای ایجاد ارتباط بین افراد درباره‌ی مسائل پیچیده استفاده می‌شود.

با تعامل از طریق زبانِ حلقه‌های بازخور، می‌توانیم روابط بینابینی را که در زنجیره‌های علت و معلولی زندگی ما وجود دارد، بهتر تحلیل کنیم. یادگیری زبان تفکر سیستمی نیازمند فهم جهان در حداقل 4 سطح است:

  1. رویدادها
  2. الگوهای رویدادها
  3. ساختار سیستمی
  4. چشم انداز مشترک

در مطلب “سطوح فهم: آتش‌نشانی در سطح‌های متعدد” این سطوح توصیف شده و هر اقدام متناسب با آن‌ها را گفتیم.

تفکر سیستمی به عنوان یک زبان

زبان تأثیری نهان اما قدرتمند بر روی جهان‌بینی ما دارد. انگلیسی، مانند اکثر زبان‌های غربی دیگر، خطی است. ساختار ابتدایی جملات آن، اسم-فعل-اسم، منجر به دیدن جهان به این صورت می‌شود: x علت  y است.

این خطی بودن به طور پیش‌فرض، تمرکز ما را بر روی روابط یک طرفی معطوف می‌کند؛ آن هم به جای انواع چرخشی یا چند علتی، که در آن‌ها x بر y اثر می‌گذارد و y هم روی x اثر دارد. متأسفانه بسیاری از مشکلات که امروزه گریبان‌گیر مدیران و شرکت‌هاست، معلول شبکه‌ای از روابط چرخشی به هم متصل می‌باشد.

برای ارتقاء فهم و روابط خود با چنین مشکلاتی، نیازمند زیانی هستیم که طبیعی‌تر این موضوعات را توصیف کند.

عناصر زبان:

تفکر سیستمی می‌تواند به عنوان زبانی استفاده شود که به ما کمک می‌کند در ارتباط با پیچیدگی‌ها و وابستگی‌های متقابل در سیستم‌های پیچیده ، با یکدیگر تعامل داشته باشیم. ویژگی‌هایی که در ادامه آمده است تفکر سیستمی را تبدیل به چارچوبی مفید برای بحث و تحلیل مسائل پیچیده می‌کند:

– تمرکز بر وابستگی‌های متقابل در حلقه بسته

زبان تفکر سیستمی به جای خطی بودن، چرخشی است. بر روی وابستگی‌های حلقه بسته تمرکز می‌کند. یعنی جایی که x بر y اثر می‌گذارد، y بر z و z روی x اثرگذار است و یک حلقه بسته را تشکیل می‌دهند.

– زبانی بصری دارد

ابزارهای تفکر سیستمی مانند نمودارهای حلقه علیت، دیاگرام‌های رفتار در طول زمان، آرکتایپ‌های سیستمی و نمودارهای ساختاری، عناصر بصری قدرتمندی دارند. آن‌ها کمک می‌کنند موضوعات پیچیده در قالبی تصویری شفاف‌تر شوند. آن هم با جمع‌بندی دقیق و واضح المان‌های کلیدی سیستم در یک یا چند نمودارد.

نمودارها همچنین یادگیری را تسهیل می‌کنند. مطالعات نشان داده‌اند که بسیاری از مردم بهترین میزان یادگیری را از طریق تصاویر دارند. یک نمودار سیستمی ابزاری قوی برای ارتباطات است، چرا که عصاره‌ی یک سیستم را به شکلی بیان می‌کند که به راحتی به خاطر سپرده می‌شود و در عین حال غنی از اجراییات و بصیرت است.

– دقت را می‌افزاید

مجموعه قوانین خاص نگارشی که بر نمودارهای سیستمی حاکم است، از ابهامات و سوء تفاهم‌هایی می‌کاهد که ممکن است در حل مسائل پیچیده رخ دهد.

مثال: در استخراج روابط بین وجوه کلیدی یک مشکل، روابط علیتی تنها با یکسری پیکان‌ نمایش داده نمی‌شوند، بلکه بسته به نحوه‌ی اثرگذاری یک متغیره بر دیگری، برچسب Same) S یا +) یا Opposite) O یا +) می‌گیرند. چنین برچسب‌گذاری طبیعت ارتباط را با تضمین تنها یک تفسیر ممکن از نمودار، دقیق‌تر می‌کند.

مطالعه بیشتر درباره برچسب‌گذاری روابط علیت

– اجبار به واضح شدن مدل‌های ذهنی

زبان تفکر سیستمی داستان دعواها و تعبیرهای شخصی از یک مشکل را به تصاویر سیاه و سفیدی ترجمه می‌کند که می‌تواند تفاوت‌های نهان در دیدگاه‌ها را فاش سازد.

مثال: در یک دوره تفکر سیستمی، یک تیم از مدیران بر روی موضوعی کار می‌کردند که ماه‌ها با آن درگیر بودند. یک مدیر جایگاه خود را توضیح می‌داد و به دنبال حلقه‌هایی که کشیده بود حرکت می‌کرد، تا این‌ که یکی از اعضای تیم او را متوقف نمود.

او پرسید: آیا اصلا این مدل نحوه‌ی تفکر تو درباره‌ی این مشکل را نشان می‌دهد؟ نفر اول که به طور واضح از زیر فشار خارج شده بود پاسخ داد: بعد از این چند ماه، بالاخره کامل متوجه طرز فکر تو روی این موضوع شدم. من با این مدل مخالفم، اما حداقل الان که تفاوت دیدگاه‌هایمان روشن شد، می‌توانیم با هم روی حل آن کار کنیم.

– اجازه می‌دهد بیازماییم و سؤال بپرسیم

نمودارهای سیستمی می‌توانند ابزارهای قدرتمندی برای افزایش فهم جمعی از یک مشکل باشند. وقتی که اشخاص فهم خود از مشکل را بیان کردند، می‌توانند برای مقابله با چالش‌هایی که دارد، همکاری کنند و با تمرکز بر بحث نمودارها، تفکر سیستمی می‌تواند بسیاری از جبهه‌گیری‌هایی که در بحث و جدل‌ها به وجود می‌آید را برطرف کند.
مثال: موقع صحبت درباره یک موضوع سیستمی، نظرهای متفاوت واحدهای مختلف سازمانی، دیگر به عنوان سوءگیری‌های متفاوت مانند “رویکرد منابع انسانی نسبت به مشکل بهره‌وری” یا “توصیف بازاریابی از نارضایتی مشتریان” دیده نمی‌شوند. بلکه آن‌ها را توصیف‌های متفاوتی از  ساختار سیستم می‌بینیم. این طرز تفکر تمرکز بحث را از این‌که آیا منابع انسانی با بازاریابی درست می‌گوید، به سمت ساخت نموداری می‌برد که به بهترین حالت رفتار سیستم را به تصویر می‌کشد.

– جهان‌بینی دارد که به جاهای خالی را می‌نگرد نه اجزاء

بدین ترتیب اهمیت فهم این‌که چطور بخش‌های مختلف یک سیستم به هم مصل هستند را تشخیص می‌دهد. یک فرض ذاتی جهان‌بینی تفکر سیستمی این است که مشکلات به صورت درونی ایجاد می‌شوند و ما خود بدترین کابوس‌هایمان را خلق می‌کنیم.

مثال: در یک دوره‌ی تفکر سیستمی، شرکت‌کنندگان بازی تحت عنوان “بازی نوشیدنی” را انجام می‌دادند. در آن جایگاه خرده‌فروش، عمده‌فروش، توزیع کننده و تولید کننده را داشتند. هر بازیکن سعی می‌کرد تعادلی هوشمندانه‌ای بین داشتن موجودی اضافه یا کمبود موجودی انبار و سفارش‌های تحویل نشده برقرار کند.

وقتی اتفاقات اشتباهی رخ می‌داد افراد تأمین کننده‌ی خود را سرزنش می‌کردند (من مدام سفارش بیش‌تر می‌دادم اما پاسخی دریافت نمی‌شد) یا خریداران را (خریداران دمدمی، یک روز ماشین ماشین می‌خرند و روز بعد خبری از آن‌ها نیست). در حقیقت نه خریداران نه فروشندگان مسئول نوسانات وسیع در موجودی انبار نیستند. این اتفاق پیامد طبیعی ساختار سیستمی است که بازیکنان در آن عمل می‌کنند.

جهان بینی تفکر سیستمی معتقد به استفاده از “ما” به جای “آن‌ها”ست. آن هم با مدل ذهنی که مرزهای تفکر ما را توسعه دهد. در چارچوب تفکر سیستمی، ما و آن‌ها قسمتی از سیستمی مشابه هستند و به همین خاطر مسئول مشکلات و راه‌حل‌های آن.

آموختن زبان تفکر سیستمی

یادگیری تفکر سیستمی مانند تسلط بر یک زبان خارجی است. در مدرسه، برای آموختن یک زبان خارجی با به خاطرسپاری واژگان ضروری و کاربرد افعال، شروع می‌کنیم. سپس آغاز به قرار دادن تکه‌ها کنار هم در جملات ساده می‌کنیم.

در زبان تفکر سیستمی، نمودارهای سیستمی مانند حلقه‌های علیتی می‌توانند به عنوان جملاتی فرض شوند که با ارتباط دادن متغیرهای کلیدی و نمایش روابط علت و معلولی بینشان، ساخته می‌شوند. با به هم پیوستن حلقه‌های متعدد، می‌توانیم یک پاراگراف ایجاد کنیم که داستانی منسجم درباره‌ی مشکل خاص تحت مطالعه، تعریف می‌کند.

اگر راهنمایی برای تفکر سیستمی وجود داشت، آرکتایپ‌هایی مانند “اصلاحات ناموفق” یا “انتقال بار” به عنوان عبارات رایج تکرار می‌شدند. این مفاهیم یک کتابخانه‌ی آماده از ساختارها و رفتارهایی فراهم می‌آورند که برای بسیاری از موقعیت‌ها قابل استفاده می‌بودند. به خاطرسپاری آن‌ها نیز کمک می‌کند موقعیت یک کسب و کار یا مسئله را بهتر شناسایی کنیم و جلوی دلایل همه‌گیری را که باعث فروپاشی سیستم‌ها می‌شود بگیریم.

قطعا کلید تسلط در هر زبانی تمرین مرتب و مداوم است. مثلا موقع مطالعه یک مقاله در روزنامه سعی در ترجمه‌ی آن به رویکرد سیستمی کنید:

  • رویدادهای گزارش شده را جدا کرده و به دنبال الگوهای آن بگردید
  • بررسی کنید که آیا داستان منطبق بر یکی از آرکتایپ‌های سیستمی است. شاید هم ترکیبی از چند آرکتایپ باشد.
  • سعی کنید یک یا دو حلقه‌ی علیت رسم کنید که بیانگر ساختار تولید کننده این الگو باشد.

انتظار نداشته باشیم که در تفکر سیستمی به سرعت مهارت و روانی زبان بیابیم. خود را پس از چند جلسه اول کلاس زبان انگلیسی به یاد آوریم، حتی خواندن متنی ساده نیز سخت بود. به این خاطر که احتمالا عبارات و واژگان اندکی می‌دانستیم، اما مهارت‌های خود را با استفاده کردن از این زبان تا حد امکان ارتقاء بخشیدیم.

وقتی در یک جلسه نشسته‌اید، ببینید آیا می‌توان فهم خود از مشکل را با رویکردی سیستمی منتقل کرد. به واژگانی که نشان از تفکر خطی دارند، توجه کنید. عباراتی مانند: “تنها علت این اتفاق همین است” یا “این راه‌حل دفعه قبل جواب داد چرا دوباره از آن استفاده نکنیم؟”

همچنین می‌توانید با گروهی از همکاران خود بر روی کشیدن نمودارهای علت و معلولی برای مسائل مشخص کار کنید.

تسلط یافتن بر زبان تفکر سیستمی

وقتی یک نفر به یک زبان خاص فکر می‌کند و نیازی به ترجمه‌ی آن ندارد، می‌گوییم تسلط یافته یا روان شده است. اما تسلط به معنی چیزی بیش از توانایی ایجاد ارتباط با یک زبان است. بلکه به معنی فهم فرهنگ احاطه کننده‌ی آن زبان هم می‌باشد (جهان‌بینی). مانند هر زبان خارجی دیگری، اشراف بر تفکر سیستمی به ما اجازه خواهد داد که کاملا با آن درگیر شده و جهان‌بینی آن را درک کنیم. با آموختن زبان تفکر سیستمی نه تنها روش مباحثه درباره مسائل پیچیده، بلکه نحوه اندیشیدن به آن‌ها را نیز، تغییر می‌دهیم.

 

سایر مطالب تفکر سیستمی:

  1. در سیستم پیچیده دینامیک بال پروانه طوفان به پا می‌کند
  2. هر سیستم یک مجموعه است و نه بالعکس
  3. هدف، روح نا پیدای سیستم
  4. مراقب کوه یخ سیستم‌ها باشیم
  5. دشمن را ملاقات کردیم : خود ما! (قسمت اول)
  6. دشمن را ملاقات کردیم : خود ما! (قسمت دوم)
  7. مثال‌هایی از مقاومت در برابر سیاست
  8. مقاومت علی سیاست: اشکال در سیستم یا سیاست؟
  9. بازخور (فیدبک): دستان پشت پرده سیستم‌ها
  10. وبسایت‌هایی برای مطالعه تفکر سیستمی
  11. تفکر سیستمی: یک جهان‌بینی عملیاتی (قسمت اول)
  12. تفکر سیستمی: یک جهان‌بینی عملیاتی (قسمت دوم)
  13. تفکر در زمینه‌ی تفکر سیستمی: چطور می توانیم راحت تر به آن تجهیز شویم؟
  14. 7 مهارت اساسی اندیشیدن (ابزارهای تفکر سیستمی)
  15. تفکر سیستمی: چه چیزی؟ چرا؟ چه زمانی؟ کجا؟ وچطور؟
  16. تفکر سیستمی: نیاز رهبران برای رشد پایدار کسب و کار
  17. معرفی چند کتاب تفکر سیستمی
  18. مربی‌گری و تسهیل تفکر سیستمی در سازمان
  19. 6 گام سیستمی اندیشیدن در عمل
  20. چطور ساختار سیستمی را ببینیم؟
  21. تفکر دینامیک (پویا) چیست؟
  22. ماتریس استقرار چشم انداز: چارچوبی برای تغییرات بزرگ
  23. از تفکر رویداد محور تا تفکر سیستمی
  24. کلیپ تفکر سیستمی
  25. مدل ذهنی چیست؟
  26. مدل های ذهنی و مدل‌سازی دینامیک سیستم ها
  27. معرفی سه ابزار تفکر سیستمی تحت وب
  28. مسئولیت پذیری سازمانی : چطور جلوی یکی از سنگین‌ترین هزینه‌های سازمانمان را بگیریم؟
  29. سطوح مسئولیت پذیری سازمانی : درمانی برای پدیده‌ای خطرناک در سازمان
  30. تئوری‌پردازی برای خلق حلقه های علت و معلولی
  31. استفاده از نمودارهای حلقه علیت برای شفاف کردن مدل ذهنی
  32. شناسایی تاخیر ؛ چطور در سازمان در فرصت کمتر کار بیشتری انجام دهیم
  33. چرا معضل ترافیک کلانشهرها ساخت اتوبان و بزرگراه نیست؟
  34. معرفی تفکر سیستمی به سازمان ؛ چطور دیگران را با خود همراه کنیم؟
  35. عشق در تفکر سیستمی [ویدئو]: مثالی عملی در زندگی روزانه
  36. تفکر سیستمی و سازمان ناب : چطور تویوتا نوسانات بازار را در خود حل کرد
  37. تفکر سیستمی و چاقی : چرا گرسنگی راه لاغر شدن نیست؟
  38. تفکر سیستمی و اضافه وزن (2): سیستم بدن را بشناسیم و لاغر شویم
  39. نقطه اهرمی چیست؟ 12 نوع آن از دید تفکر سیستمی
  40. نقاط اهرمی در سیستم‌ها (1): معرفی سه نمونه آن
  41. نردبان استنتاج: چطور به کمک این مدل از سوء برداشت جلوگیری کنیم؟
  42. سطوح فهم از دید تفکر سیستمی: رویداد، الگو، ساختار و چشم‌انداز
  43. زبان تفکر سیستمی: چطور با تغییر زبان دنیا را واقعی‌تر ببینیم؟
  44. حلقه های علت و معلولی: سنگ بناهای سیستم‌های دینامیکی
  45. حلقه های علیت تا دیاگرام گرافیکی عملکرد : ابزار قدرتمند تفکر سیستمی
  46. تفکر سیستمی با راسل ایکاف [ویدئو]
  47. سیستم‌ها با راسل ایکاف [ویدئو]: چرا نظام سلامت و آموزش به ما ضرر می‌زنند؟
  48. تفکر ساختارمند : گله گاو شیرده و تیم فروش چه شباهتی به هم دارند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *