مبارزه علیه تروریسم با رویکرد سیستمی

این مطلب به مناسبت حملات تروریستی روز چهارشنبه 17 خرداد در شهر تهران منتشر شده است.

راسل ایکاف (Russell L. Ackoff) از اساتید بازنشسته وارتون و پیشگامان تئوری سیستم‌ها است. او اخیرا در نشستی حضور داشت که اقتصاددان‌ها و سایر متخصصین در حال بررسی احتمال حملات تروریستی فلج کننده به اقتصاد آمریکا بودند. این مکالمه ایکاف را شگفت‌زده کرد و پرسید: “چرا تروریست‌ها باید به اقتصاد امریکا حمله کنند؟” به نظر او نیازی به این کار نبود، چرا که:” مدیران عامل خودشان مشغول چنین کاری بودند.”

این تجربه کنایه‌آمیز شروع ارائه ایکاف در یک کنفرانس در واشنگتن، با این عنوان بود: “رویکرد سیستمی نسبت به تروریسم”. این کنفرانس با همکاری اتحادیه یکپارچه‌سازی شرکتی (Association for Enterprise Integration: AFEI) و چندین مرکز تحقیقاتی در دانشگاه‌های وارتون، پنسیلوانیا و جورج واشنگتن برگزار شده بود. نشست بر این نیاز تاکید داشت که کسب و کارهای خصوصی و دولت باید با یکدیگر برای توسعه رویکردی جامع‌نگر برای مبارزه علیه تروریسم با رویکرد سیستمی همکاری کنند. تا اثرات آن در مقیاس بزرگ روی اکوسیستم اقتصادی و جامعه حفظ شود.

 

با وارد کردن ایمل خود می‌توانید فایل ارائه ایکاف در این کنفرانس را دریافت نمایید.

جلسات نقطه نظرات سیاسی-جغرافیایی و اقتصادی را بر روی تروریست، رویکردهای ارزیابی آسیب‌پذیری و همچنین راه‌ها مدیریت بده‌بستان بین ازدیاد امنیت و آزادی‌های مدنی در یک جامعه آزاد، را در بر داشت.

موضوعات مطرح شده توسط اساتید و سایرین، مربوط به آن زمان می‌شد؛ که جورج بوش به عنوان رئیس جمهور آمریکا طرح 88 صفحه‌ای امنیت ملی خود را در 16 جولای به کاخ سفید ارائه کرده بود. این سند شامل راه‌کارهایی نظیر این موارد بود:

  • ایجاد “تیم‌های سرخ” که بتوانند مانند تروریست‌ها اهداف بالقوه را شناسایی کنند
  • استانداردهای ملی برای گواهی‌نامه رانندگی
  • بازرسی بهتر از کانتینرهای حمل بین‌المللی
  • ایجاد دپارتمان ملی امنیت ملی
  • و …

که موارد اول و سوم در روز ابتدایی کنفرانس بررسی شدند.

در ادامه گزارشی از این نشست را مرور می‌کنیم.

رویکردی سیستمی به تروریست:

ایکاف اشاره کرد که پیوندی نزدیک بین تروریسم و گرایش به اصول می‌بیند. او اشاره کرد که تغییر معمولا سه نوع پاسخ را بر می‌انگیزد:

  • محافظه‌کارانه که به دنبال اجتناب از تغییر است.
  • ارتجاعی که به دنبال ایده‌آل نشان دادن گذشته و تغییر نکردن است.
  • لیبرال که تلاش دارد تغییراتی کوچک، گسسته و تجمعی ایجاد کند.

ارتجاعی مربوط به گرایش افراطی به اصول می‌شود: آن‌ها مجموعه‌ای از باورهای ثابت را شکل داده و تلاش می‌کنند به تعادلی ایستا در محیطی پویا برسند. ایکاف بین دو نوع اصول‌گرایی تمایز قائل می‌شود:

  • انواع درونگرا مانند فرقه منونایت (Mennonite) که از تکنولوژی اجتناب ورزیده و به شدت دوست دارند که تنها بمانند.
  • انواع برونگرا که غیرتی‌ترند و بیشتر به دنبال تبلیغ خود هستند. آن‌ها کسانی را که باورهایشان را قبول نداشته باشند به عنوان تبدیل شوندگان بالقوه به دشمنان خود در نظر می‌گیرند.

افراد با گرایش شدید به اصول که گامی فراتر رفته و با استفاده از خشونت علیه دشمنان خود ایستادگی می‌کنند تروریست می‌شوند. به گفته ایکاف همه تروریست‌ها گرایش شدید به اصول خود دارند اما اصولگرایی به معنای تروریست بودن نیست.

او توضیح می‌دهد که برای مقابله با تهدید تروریست، باید اجازه دهیم که انواع برونگرای ذکر شده در بالا با محیط خود به طور اثربخش تعامل کنند. این نیازمند فراهم کردن دانش و منابع لازم برایشان، جهت رسیدن به استاندارد قابل قبول زندگی و کیفیت زندگی کاری است. ایکاف چنین تلاش‌هایی را با اقدامات صورت گرفته توسط دولت آمریکای دهه 60 مقایسه می‌کند که اقلیت‌های جمعیتی را به جریان اصلی زندگی اجتماعی و کاری آمریکا وارد کردند.

مشکل بنیادی در تحریک تروریست توزیع نا متوازن ثروت در آمریکا و سراسر جهان است. اطلاع نسبت به چنین عدم برابری به بخاطر ارتباطات گسترده، فراگیر است. ما نمی‌دانیم چطور این فاصله را پر کنیم و بانک جهانی و صندوق بین المللی پول نیز اوضاع را بدتر می‌کنند. نمی‌توانیم مشکل مردم محروم را حل کنیم و آن‌ها خود دست به کار می‌شوند.

ایکاف گام‌هایی را برای مقابله با تروریسم به کمک پر کردن شکاف ثروت ارائه می‌دهد.

برای اثر بخش بودن آمریکا و سایر ملل ثروتمند باید توسعه را در دیگر نقاط دنیا حمایت کنند. اما این تلاش‌ها باید به نحوی انجام شود و انجام آن دیده بشود که برای ذی‌النفعان آن محسوس باشد. مثلا ایکاف می‌گوید در دهه 50 هندوستان قصد داشت کشتی‌های تجاری از آمریکا خریداری کند. اما ایالات متحده آن را رد کرد چرا که با توجه به هزینه‌های پایین‌تر کارگر در هند، ترسیدن که سود آن‌ها در حمل و نقل تجاری کمتر شود.

در عوض آمریکا به آن‌ها پیشنهاد فروش کره را داد، غافل از اینکه آن زمان بیشتر هندی‌ها کره نمی‌خوردند (که به فریز کردن نیاز داشت). مصرف آن‌ها روغن و کره شفاف بود که عمر بیشتر داشته و نیازی به فریز کردن نداشتند). این کار آمریکا را به چهره‌ای منفور در بازار هندوستان تبدیل کرد و بین آن‌ها رایج شد که بخشندگی آمریکایی‌ها به درد مشکلات خودشان می‌خورد نه مشکلات ما. از نظر ایکاف اگر آمریکا می‌خواهد مقابله اثربخشی با تروریسم داشته باشد، باید رویکرد خود را تغییر دهد.

او می‌گوید اگر سرمایه نیز جمعآوری شد بایستی مصارف آن از طریق فرآیندی دموکراتیک تعیین گردد. این به معنی خروج فساد از مدیریت چنین سرمایه‌ها و منابعی است. همچنین متخصصین باید کمک کنند که گروه‌های محرومین بر اساس خواست خودشان تصمیم‌گیری کنند. نهایتا شرایط باید توسط گروهی مورد قبول از جانب ارائه کنندگان و دریافت کنندگان کمک، نظارت شود. در غیر اینصورت تنها کاری که می‌توانیم بکنیم دفاع از خود در برابر تروریست است.

رویکردهای جغرافیایی-سیاسی بر دلایل

از نظر کارشناسان مطالعه بر روی تروریسم فعالیتی محدود بوده است که اخیرا فراگیر شده. تروریسم مجموعه‌ای از اعتقادات و باورها نیست، بلکه تاکتیک‌ها و اقدامات را نیز در بر دارد. این اقدامات نیز اثراتی نیز به همراه دارد؛ مانند وحشت و فعالیت‌های امنیتی که برای اجتناب از حملات بیشتر صورت می‌گیرد. به همین خاطر تروریسم یک پدیده با اثرات فزاینده و همه‌گیر است.

تروریسم از شرایط محلی بر می‌خیزد و فهم دلایل ایجاد گروه‌های تروریستی حیاتی است. به همین خاطر محققین باید بر روی دلایل شکل‌گیری تروریسم تمرکز کنند. چرا که قابلیت پیش‌بینی را بالا برده و امکان مداخله را فراه می‌کند.

امریکا در طول تاریخ دلایل را کنار گذاشته و به جای آن روی مقابله با تروریسم متمرکز بوده است. چرا که سیاست ضد تروریستی آمریکا در پاسخ به آدم‌ربایی و حمله به دیپلمات‌های آمریکایی در خارج تکامل یافته است. به همین خاطر عامل اثرگذار تاکتیک‌ها بوده است و نه دلایل. وقتی حملات در خارج اتفاق می‌افتادند نیازمند همکاری بین‌المللی برای حل آن بود.

وقتی قصد حل مشکل تروریسم در ابعاد بین‌المللی را دارید با مشکل تعاریف مواجه خواهید شد. برای یک طرف شخص تروریست و برای طرف دیگر او یک جنگجوی آزادی‌خواه است. به همین خاطر سیاست آمریکا تعاریف تروریست را بر اساس اقدامات بنا نهاده و عمدا دلایل از بحث حذف شده‌اند. تنها در چنین حالتی می‌توانستند همکاری بین‌المللی را جلب کنند.

محققین پنج فرض را درباره دلیل شکل‌گیری تروریسم در نظر می‌گیرند:

  1. دلایلی که خود تروریست‌ها ارائه می‌دهند. برخی تحت عنوان ضد امپریالیت، برخی ضد جهانی شدن دلایل اقدامات خود را مطرح می‌کنند. بسیاری نیز دلایل منحرف مذهبی دارند. اگر ادبیات تروریست‌ها را بخوانید خواهید دید که اهدافشان مبهم مطرح شده است و اگر اصلحه و بمب هم نداشتند با گفته‌های خود می‌توانند تا حد مرگ شما را ببرند.
  2. دسته بعدی دلایل حضور تروریست را در توطئه‌های بین‌المللی می‌بینند. در گذشته بسیاری از اقدامات تروریستی به عنوان توطئه اتحاد جماهیر شوروی دیده می‌شدند. چنین توصیف‌هایی عوامل محلی در رشد تروریست نادیده می‌گیرد. به همین خاطر به دنبال امپراطوری شیطانی هست که ایجاد تروریست را یه گردن او بیاندازد. ممکن است ته‌مایه‌ای از واقعیت در چنین تفاسیری باشد، اما به شدت سوءگیری شده هستند.
  3. عده‌ای از تحلیلگران عوامل محیطی را در بوجود آمدن تروریسم دخیل می‌دانند. آن‌ها این سوال را مطرح می‌کنند که چرا کشورهایی مانند اسپانیا، آلمان و ایتالیا سطح بالایی از تروریسم را دارند؟ و آن را مربوط به گذشته نژادپرستانه آن‌ها می‌دانند.
  4. تغییرات تکنولوژیک هم بعضا به عنوان عامل تروریسم در نظر گرفته می‌شود. تروریست‌ها برتری فراگیر نظامی غرب را می‌بینند و همین باعث می‌شود به دنبال آسیب‌پذیری‌ها و توانمندی‌های جدید باشند.
  5. در نهایت برخی تحلیلگران معتقدند که تروریسم و دلایل آن را می‌توان به بهترین شکل در تاریخ طبیعی آن‌ها مطالعه کرد. شکست در اقدام چریکی روستایی در برخی مناطق منجر به رشد تروریست شهری می‌شود. وقتی تظاهرات سنگین در رسیدن به اهدافی مشخص ناکام می‌ماند، اقدامات تروریستی حول آن دلایل شکل می‌گیرد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *