نقطه اهرمی چیست؟ 12 نوع آن از دید تفکر سیستمی

افرادی که به کار تحلیل سیستم‌ها می‌پردازند معمولا اعتقاد زیادی به نقطه اهرمی دارند. این نقاط محل‌هایی از یک سیستم پیچیده (مثل سازمان، اقتصاد، بدن، شهر و اکوسیستم‌ها) هستند که یک تغییر کوچک در یک چیز می‌تواند تغییرات بزرگی در همه اجزاء به همراه داشته باشد.

اهرمی به اندازه کافی بلند و نقطه‌ای برای قرار دادن آن به من  بدهید، و من دنیا را جابجا خواهم کرد.

“ارشمیدس”

 

البته این ایده منحصر به تحلیل سیستم‌ها نیست. در داستان‌های اساطیری و امور روزمره هم مثال‌هایی داریم، مثل یک درمان معجزه‌آسا، پیامی رازآلود، رمزی سری، یک قهرمان که تاریخ را تغییر می‌دهد و حتی قطعه‌ای کوچک در کشتی که تغییر جهت آن باعث می‌شود سکان کشتی بچرخد و کشتی با آن عظمت تغییر جهت دهد.

گویی راهیست با تلاش اندک برای عبور از موانع بزرگ. به همین خاطر نه تنها علاقه‌مندیم که چنین نقاطی وجود داشته باشد بلکه در پی این هستیم که بدانیم کجا قرار دارند و چطور با آن‌ها کار کنیم. نقطه اهرمی محل قدرت ما است و تفکر سیستمی در این راستا به ما کمک می‌کند.

 

متفکرین سیستمی عاشق نقاط اهرمی هستند و آن‌هایی که توسط جی فارستر بزرگ تعلیم یافته‌اند داستان‌های او را در این باره به خاطر دارند و برای سایرین بازگو می‌کنند.

او می‌گفته که: “افراد به طور شهودی می‌دانند نقاط اهرمی کجا هستند؛ به دفعات شرکت‌ها را تحلیل کرده‌ام و یک نقطه اهرمی را یافته‌ام.

شاید در سیاست موجودی انبار، یا در ارتباط بین نیروی فروش نیروی تولید یا حتی در سیاست‌های منابع انسانی. سپس به آن سازمان رفته‌ام و متوجه شدم که توجه زیادی نسبت به آن نقطه وجود دارد. همه در تلاش هستند که آن را در جهتی نادرست حرکت دهند!

 

یک مثال کلاسیک در این طرز تفکر نادرست در مقدمه خانم مدوز بر تحلیل سیستم‌ها در مدلی که از دنیا ساخته شده آمده است. کلوب رُم در پی این بود که مشخص شود چطور مشکلات عمده جهانی (فقر و گرسنگی، تخریب محیط زیست، تخلیه منابع، زوال شهرها، بیکاری و …) به هم مرتبط هستند و می‌توان آن‌ها را رفع کرد.

به همین خاطر آقای فارستر یک مدل کامپیوتری ساخت و به یک نقطه اهرمی مشخص دست یافت: رشد.

 

نه تنها رشد جمعیت بلکه شد اقتصادی. رشد علاوه بر مزایا، هزینه‌هایی نیز در پی دارد و معمولا ما هزینه‌ها را در محاسبات خود نمی‌آوریم؛ که فقر و گرسنگی، تخریب محیط زیست و مواردی از این دست هم جزئی از آن‌هاست.

به همین خاطر در پی حل تمامی این مشکلات به کمک رشد بیشتر هستیم. اما چیزی که بیش از هز زمانی نیاز است رشد کندتر می‌باشد. و رشدهای متفاوت و در برخی موارد اصلا نباید رشدی اتفاق بیفتد یا حتی باید منفی شود.

 

رهبران دنیا همگی به درستی روی رشد اقتصادی، به عنوان پاسخی به همه مشکلات، تمرکز کرده‌اند و تاکید کرده‌اند. اما در حال هول دادن آن با تمام قوا در جهتی اشتباه هستند.

یکی دیگر از مثال‌های کلاسیک آقای فارستر، مطالعه او روی دینامیک شهرها بود که در 1969 منتشر شد. در آن توانست نشان دهد که ساخت خانه‌های یارانه‌ای کم هزینه یک نقطه اهرمی است.

 

هرچه کمتر باشد، شهر بهتری خواهیم داشت و حتی برای افراد کم درآمد هم بهتر خواهد بود. این مدل درست زمانی در امریکا منتشر شد پروژه‌های ساختمانی کم هزینه به طور وسیع از سوی سیاست ملی دیکته شده بود و فارستر به تمسخر گرفته شد.

اکنون مدت‌هاست که اقدام به تخریب آن پروژه‌ها از شهری به شهر دیگر کرده‌اند.

 

فارستر اسم این رفتار سیستم‌های پیچیده را خلاف شهود (Counterintuitive) گذاشته است. نقاط اهرمی یا شهودی نستند یا اگر هم باشند، ما به طور شهودی آن‌ها را به طور شهودی در جهتی اشتباه استفاده می‌کنیم. به همین خاطر مشکلات را به طور سیستمی بدتر از زمانی می‌کنیم که پیش از دخالت ما بودند.

 

تا آن جایی که می‌دانیم تحلیل‌گران سیستمی به فرمولی سریع یا راحت برای یافتن نقطه اهرمی نرسیده‌اند. وقتی یک سیستم را مطالعه می‌کنیم، معمولا یاد می‌گیریم که نقاط اهرمی کجا هستند.

اما سیستم جدیدی که تا بحال ندیده‌ایم چه؟ خب شهود ما هنوز به اندازه کافی توسعه نیافته است. به همین خاطر اگر هم ماه‌ها و سال‌ها زمان بگذاریم و به نقاط مورد نظر برسیم، تجربیات تلخ ثابت کرده است که کمتر کسی ما را باور خواهد داشت.

 

چنین شرایطی برای یک متفکر سیستمی بسیار ناامید کننده خواهد بود. مخصوصا برای کسانی که نه تنها هدف شناخت سیستم‌های پیچیده را دارند، بلکه می‌خواهند دنیا را تبدیل به جایی بهتر کنند.

خانم مدوز در یکی از خاطرات خود می‌گوید:

“روزی در نشستی حضور داشتم که پیرامون اقدامات لازم برای بهتر کار کردن دنیا بود. در واقع جلسه‌ای بود که در آن به بررسی نقش اتحادیه‌های تجاری (نفتا: NAFTA، گات: GATT و سازمان تجارت جهانی) در بدتر شدن اوضاع دنیا پرداخته می‌شد.

هر چه بیشتر گوش می‌دادم، بیشتر به جوش می‌آمدم. به خود می‌گفتم این یک سیستم کاملا جدید است که در پی ساخت آن هستند و کوچکترین ایده‌ای هم ندارند که این ساختار پیچیده چطور رفتار خواهد کرد.

 

این مثال خوبی است از حرکت دادن سیستم در جهتی اشتباه. هدف آن رشد است و آن هم رشد به هر قیمتی! و معیارهای کنترلی که برای آن تعیین می‌کنند هم بسیار ناچیز و ضعیف است.

سپس بدون اینکه بدانم چه اتفاقی خواهد افتاد بلند شدم، به سمت تخته رفتم و روی آن نوشتم:

 

محل‌های مناسب برای مداخله (به ترتیب افزایش اثربخشی):

9- ثوابت، پارامترها، اعداد (یارانه‌ها، مالیات و استانداردها)

8- حلقه‌های بازخورد منفی تنظیم کننده

7- حلقه‌های بازخورد مثبت پیش‌برنده

6- جریان مواد و گره‌های تقاطع این جریان

5- جریان اطلاعات

4- قوانین سیستم (محرک‌های انگیزشی، تنبیه‌ها و قیود)

3- توزیع قدرت بین قوانین سیستمی

2- اهداف سیستم

1- ذهنیت یا پارادایمی که سیستم بر روی آن بنا نهاده شده است (اهداف، ساختار قدرت، قوانین و فرهنگ).

 

همه در جلسه با تعجب نگاه می‌کردند. یک نفر گفت: “این بسیار هوشمندانه است”. دیگری گفت: “ها؟!”. و آن جا بود که متوجه شدم بسیاری چیزها را باید توضیح بدهم.

خودمم هم نیاز به تفکر بیشتری داشتم؛ از آن‌جایی که این لیست به طور آنی به ذهنم رسیده بود، احتمالا نیاز داشت که اصلاحاتی روی آن صورت گیرد.”

 

وقتی که خانم مدوز این لیست را با سایرین، به خصوص تحلیل‌گران سیستم (که لیست‌های خودشان را داشتند) و فعالان حوزه‌های مختلف، مطرح کرد، سوالات و نظراتی مطرح شد که باعث شد تفکر بیشتر روی آن صورت گیرد، مواردی حذف و اضافه شود، ترتیب‌ها تغییر کند و هشدارهایی به آن افزود شود.

 

در ادامه لیستی از 12 نقطه اهرمی می‌آید که پس از این تغییرات آماده شده است. قطعا این موارد نسخه نهایی نیست و با پیشرفت دانش سیستم‌ها می‌توان آن را بهتر و تکمیل‌تر کرد.

این نقاط اهرمی حاصل چند دهه تلاش تحلیل‌گرانی هوشمند در زمینه تحلیل سیستم‌ها بوده است. اما نباید فراموش کنیم که سیستم‌های پیچیده، پیچیده هستند. به همین خاطر عمومی‌سازی درباره آن‌ها خطرناک است.

 

آنچه در ادامه می‌بینیم کاری است که هیچگاه تکمیل نخواهد شد (یا حداقل به زودی این اتفاق نخواهد افتاد). نسخه نهایی برای پیدا کردن نقاط اهرمی در سیستم نیست و چنین مطالبی تنها می‌تواند فراخوانی برای نگرش وسیع‌تر نسبت به مفهوم نقطه اهرمی و تغییر باشد.

 

لیست بازبینی شده محل‌های مداخله در سیستم

12- ثوابت، پارامترها، اعداد (مثل یارانه‌ها، مالیات، استانداردها).

 

11- اندازه انباره‌ها و سایر متغیرهای متعادل‌کننده، نسبت به جریان‌های ورودی و خروجیشان.

 

10- ساختار انباره‌ها و جریان‌های مواد (مانند شبکه‌های حمل، ساختارهای عمر جمعیت).

 

9- طول مدت تاخیرها، نسبت به نرخ تغییرات سیستم.

 

8- قدرت حلقه‌های بازخورد منفی، نسبت به اثراتی که این حلقه‌ها اصلاح می‌کنند.

 

7- آورده حاصل از حلقه‌های بازخورد مثبت که پیش‌برنده سیستم هستند.

 

6- ساختار جریان‌های اطلاعاتی (چه کسی به اطلاعات دسترسی دارد و چه کسی ندارد).

 

5- قوانین سیستم (مثل انگیزاننده‌ها، تنبیه‌ها و قیود).

 

4- قدرت افزودن، تغییر دادن، تکامل بخشید یا خودسازماندهی ساختار سیستمی.

 

3- اهداف سیستم

 

2- ذهنیت یا پارادایمی که سیستم (اهداف، ساختار، قوانین، تاخیرها، پارامترها و سایر موارد مرتبطش) بر مبنای آن شکل می‌گیرد.

 

1- قدرت ارتقاء بخشیدن پارادایم‌ها برای مواجهه با چالش‌های جدید

 

در ادامه برای توضیح دادن درباره مفاهیمی نظیر پارامتر، انباره‌، جریان‌، بازخورد و … کار را با یک دیاگرام ساده شروع می‌کنیم:

حالت سیستم توسط انباره‌های مهم در آن تعیین می‌شود. مثل مقدار آب پشت سد، مقدار چوب قابل برداشت در جنگل، میزان جمعیت، پول داخل بانک و …. حالت سیستم در بسیاری مواقع مقادیر فیزیکی است و البته انواع غیر مادی هم دارد.

مانند اعتماد به نفس، اعتماد به مراجع دولتی، امنیتی که برای یک محله متصور هستیم و ….

 

جریان‌های ورودی باعث افزایش مقدار این انباره‌ها می‌شوند و جریان‌های خروجی عامل کاهش آن هستند. واریز پول میزان سپرده را بالا می‌برد و برداشت از آن می‌کاهد. آب پشت سد توسط بارش و رودخانه بیشتر می‌شود و تبخیر و برداشت آب مقدار آن را کم می‌کند.

زاد و ولد و مهاجرت به داخل باعث ازدیاد جمعیت و مرگ و میر و مهاجرت به خارج سبب کاسته شدنش می‌شود. همین روال برای اعتماد عمومی نسبت به مراجع دولتی وجود دارد که عامل کاهش آن فساد سیاسی است و عامل افزایش آن عملکرد خوب دولت.

 

چنین ساختار انباره و جریانی، که در همه سیستم‌ها جز عناصر اصلی است، تابع قوانین بقا و انباشتگی می‌باشد. فهم دینامیک آن هم به سادگی فهم رفتار یک وان حمام (حالت سیستم) است که یک شیر آب ورودی دارد و یک دریچه خروجی به فاضلاب.

اگر نرخ ورودی از نرخ خروجی بیشتر باشد، ذخیره به مرور بیشتر می‌شود. اما در صورت بیشتر شدن نرخ خروجی، مقدار انباره با گذشت زمان کمتر می‌شود. رفتار با تاخیر سطح آب، نسبت به تغییرات ناگهانی نرخ ورود و خروج هم، یک عکس‌العمل رایج است.

برای انباشته شدن جریانات ورودی زمان لازم خواهد بود؛ و این تاخیر زمانی در تخلیه آن نیز مشاهده می‌شود.

 

بقیه دیاگرام اطلاعاتی است که باعث تغییر در جریان‌ها و به تبع آن تغییر در انباره (حالت سیستم) می‌شود. اگر بخواهید حمام بروید، یک سطح دلخواه از آب در ذهن دارید.

دریچه فاصلاب را می‌بندید، شیر را باز می‌کنید و منتظر می‌مانید تا آب به سطح دلخواهتان برسد (زمانی که اختلاف بین سطح مورد نظر و سطح واقعی آب به صفر برسد). سپس شیر را می‌بندید.

 

اگر هنگام ورود به آب متوجه شوید که حجم خودتان را نادیده گرفته‌اید و ورودتان باعث سرریز شدن آب خواهد شد، دریچه فاضلاب را باز می‌کنید و صبر می‌کند تا از مقدار آن کاسته شود و به مقدار دلخواه جدید برسد.

این‌ها دو حلقه بازخورد منفی (یا تعادلی یا اصلاحی) هستند که یکی جریان ورودی را کنترل می‌کند و دیگری کنترل کننده جریان خروجی است. به کمک هر دو آن‌ها شما می‌توانید آب را به سطح مورد نظر خود برسانید.

 

توجه داریم که هدف و روابط بازخوردی در سیستم نمایان نیستند. اگر شما از بیرون شاهد این سیستم بودید و سعی داشتید متوجه شوید که چرا وان پر و خالی می‌شود، مدتی زمان می‌برید که متوجه شوید یک هدف نامرئی و یک فرآیند اندازه‌گیری اختلاف در ذهن فرد مشغول به کار است. اما با گذشت زمان کافی، به این نتیجه می‌رسیدید.

تا به اینجای کار که بسیار ساده بوده است. حال فرض کنیم که دو شیر در اختیار دارید: یکی آب سرد و دیگری گرم. هدف شما هم تنظیم یک حالت دیگر از سیستم است: دمای آب.

جریان آب گرم ورودی به موتورخانه در زیرزمین وصل است (چهار طبقه پایین‌تر). پس پاسخ آن آنی نخواهد بود. شما هم در حال شکلک درآوردن در آینه هستید و حواستان به سطح آب نیست.

 

آب سرد هم به مخزنی متصل است که کل سیستم آبرسانی ساختمان به آن وصل می‌باشد. سیستم در حال پیچیده، واقعی و جذاب‌تر شدن است.

حال در ذهنتان وان حمام را به حساب پس‌انداز خود تغییر دهید. چک بنویسید، واریز انجام دهید، ورودی بگذارید که نشان دهنده سود اندک ماهیانه واریزی است، و خروجی را هم به شکل مخارجی که پس‌انداز شما را مصرف می‌کند اضافه کنید.

 

حساب خود را به هزاران حساب دیگر متصل نمایید و اجازه دهید بانک وام‌هایی را بدهد که تابعی از واریزی‌های ترکیبی و نوسانی شماست. سپس هزاران شعبه را به سیستم خزانه‌داری ارتباط دهید.

در چنین حالتی متوجه خواهید شد چطور انباره و جریان‌های ساده با هم ترکیب می‌شوند و سیستم‌هایی را بوجود می‌آورند، بسیار پیچیده‌تر از آن که ما بتوانیم تحلیلشان کنیم.

 

به همین خاطر نقطه اهرمی در یک سیستم پیچیده شهودی نیست و نیازمند دانشی برای تحلیل آن‌ها هستیم.

 

سایر مطالب تفکر سیستمی:

  1. در سیستم پیچیده دینامیک بال پروانه طوفان به پا می‌کند
  2. هر سیستم یک مجموعه است و نه بالعکس
  3. هدف، روح نا پیدای سیستم
  4. مراقب کوه یخ سیستم‌ها باشیم
  5. دشمن را ملاقات کردیم : خود ما! (قسمت اول)
  6. دشمن را ملاقات کردیم : خود ما! (قسمت دوم)
  7. مثال‌هایی از مقاومت در برابر سیاست
  8. مقاومت علی سیاست: اشکال در سیستم یا سیاست؟
  9. بازخور (فیدبک): دستان پشت پرده سیستم‌ها
  10. وبسایت‌هایی برای مطالعه تفکر سیستمی
  11. تفکر سیستمی: یک جهان‌بینی عملیاتی (قسمت اول)
  12. تفکر سیستمی: یک جهان‌بینی عملیاتی (قسمت دوم)
  13. تفکر در زمینه‌ی تفکر سیستمی: چطور می توانیم راحت تر به آن تجهیز شویم؟
  14. 7 مهارت اساسی اندیشیدن (ابزارهای تفکر سیستمی)
  15. تفکر سیستمی: چه چیزی؟ چرا؟ چه زمانی؟ کجا؟ وچطور؟
  16. تفکر سیستمی: نیاز رهبران برای رشد پایدار کسب و کار
  17. معرفی چند کتاب تفکر سیستمی
  18. مربی‌گری و تسهیل تفکر سیستمی در سازمان
  19. 6 گام سیستمی اندیشیدن در عمل
  20. چطور ساختار سیستمی را ببینیم؟
  21. تفکر دینامیک (پویا) چیست؟
  22. ماتریس استقرار چشم انداز: چارچوبی برای تغییرات بزرگ
  23. از تفکر رویداد محور تا تفکر سیستمی
  24. کلیپ تفکر سیستمی
  25. مدل ذهنی چیست؟
  26. مدل های ذهنی و مدل‌سازی دینامیک سیستم ها
  27. معرفی سه ابزار تفکر سیستمی تحت وب
  28. مسئولیت پذیری سازمانی : چطور جلوی یکی از سنگین‌ترین هزینه‌های سازمانمان را بگیریم؟
  29. سطوح مسئولیت پذیری سازمانی : درمانی برای پدیده‌ای خطرناک در سازمان
  30. تئوری‌پردازی برای خلق حلقه های علت و معلولی
  31. استفاده از نمودارهای حلقه علیت برای شفاف کردن مدل ذهنی
  32. شناسایی تاخیر ؛ چطور در سازمان در فرصت کمتر کار بیشتری انجام دهیم
  33. چرا معضل ترافیک کلانشهرها ساخت اتوبان و بزرگراه نیست؟
  34. معرفی تفکر سیستمی به سازمان ؛ چطور دیگران را با خود همراه کنیم؟
  35. عشق در تفکر سیستمی [ویدئو]: مثالی عملی در زندگی روزانه
  36. تفکر سیستمی و سازمان ناب : چطور تویوتا نوسانات بازار را در خود حل کرد
  37. تفکر سیستمی و چاقی : چرا گرسنگی راه لاغر شدن نیست؟
  38. تفکر سیستمی و اضافه وزن (2): سیستم بدن را بشناسیم و لاغر شویم
  39. نقطه اهرمی چیست؟ 12 نوع آن از دید تفکر سیستمی
  40. نقاط اهرمی در سیستم‌ها (1): معرفی سه نمونه آن
  41. نردبان استنتاج: چطور به کمک این مدل از سوء برداشت جلوگیری کنیم؟
  42. سطوح فهم از دید تفکر سیستمی: رویداد، الگو، ساختار و چشم‌انداز
  43. زبان تفکر سیستمی: چطور با تغییر زبان دنیا را واقعی‌تر ببینیم؟
  44. حلقه های علت و معلولی: سنگ بناهای سیستم‌های دینامیکی
  45. حلقه های علیت تا دیاگرام گرافیکی عملکرد : ابزار قدرتمند تفکر سیستمی
  46. تفکر سیستمی با راسل ایکاف [ویدئو]
  47. سیستم‌ها با راسل ایکاف [ویدئو]: چرا نظام سلامت و آموزش به ما ضرر می‌زنند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *