نمودارهای علت و معلولی ؛ چطور سیستم را در قالب حلقه های بازخورد نمایش دهیم؟

همانطور که در مباحث مرتبط با تفکر سیستمی گفته شد، فیدبک (بازخورد) یک مفهوم اساسی در دینامیک‌های سیستم و تفکر سیستمی است. با این وجود بسیاری مواقع ذهن ما حلقه‌های مهم بازخور را که پویایی های سیستم را شکل می‌دهند، نادیده می‌گیرد.

در تحلیل دینامیک‌های سیستم از ابزارهای متفاوتی برای در نظر گرفتن ساختار سیستم‌ها استفاده می‌شود که از جمله مهمترین آن‌ها نمودارهای علت و معلولی سیستم و نقشه‌های انباره و جریان می‌باشند.

در ادامه به معرفی دیاگرام حلقه‌های علت و معلولی پرداخته و راهنمای رسم آن‌ها، تله‌های موجود در راه و مثال‌های مختلفی را ارائه می‌دهیم.

دیاگرام‌های علت و معلولی (Causal Loop Diagrams: CLDs) از ابزارهای مهم نمایش حلقه‌های بازخور در ساختار سیستم‌ها هستند. با توجه به کاربرد گسترده آن‌ها در کارهای آکادمیک و همچنین در کسب و کار، سودمندی آن‌ها در موارد زیر ثابت شده است:

  • به سرعت مفروضات شما را درباره علل بوجود آورنده پویایی نشان می‌دهد.
  • مدل‌های ذهنیِ افراد یا تیم‌ها را به سرعت نمایان می‌کند.
  • تعامل بازخوردهای مهم را که به نظر شما در سیستم مشکل‌ساز هستند، نشان می‌دهد.

قراردادهای رسم این دیاگرام‌ها در عین حال که ساده‌اند باید به صورت کامل هنگام رسم رعایت شوند. در ابتدا ممکن است ساخت و تفسیر چنین اَشکالی سخت به نظر برسد، اما با گذشت زمان و تمرین مداوم، مهارت لازم را کسب خواهیم کرد.

یک دیاگرام علت و معلولی از متغیرهایی که با فلش به یک دیگر وصل شده‌اند تشکیل می‌شود. این پیکان‌ها روابط علت و معلولی حاکم بین این متغیرها را نشان می‌دهد. در شکل زیر یک مثال از این نمودارها را می‌بینیم.

در این مثال نرخ تولد به کمک مغیرهای جمعیت و نسبت نرخ تولد تعیین شده است. هر رابطه علیت بین دو متغیر قطبیت هم دارد که می‌تواند مثبت یا منفی باشد. قطبیت نشان دهنده نحوه تاثیر متغیر مستقل بر متغیر وابسته است (علت چطور روی معلول تاثیر می‌گذارد).

همچنین در هر حلقه‌ی بازخورد، مثبت (تقویتی) یا منفی (تعادلی) بودن، با یک حرف نشان داده می‌شود. حرف R برای حلقه‌های تقویتی (Reinforcing) و حرف B برای حلقه‌های تعادلی (Balancing).

توجه داریم که علامت دور حرف (ازین پس آن را تعیین کننده می‌نامیم)، در همان راستایی که متغیرهای حلقه‌ی بازخورد بر یکدیگر اثر می‌گذارند، گردش را نشان می‌دهد.

در شکل حلقه مثبت که رابطه جمعیت و تولد را نشان می‌دهد، همانند تعیین کننده در راستای عقربه‌های ساعت گردش دارد. حلقه منفی نرخ مرگ و میر نیز همانند تعیین کننده‌اش در خلاف جهت عقربه‌ها گردش دارد.

Causal Loop Diagram

قطبیت مثبت (یا s) بدین معناست که اگر علت افزایش یابد، معلول بیشتر از آن چیزی خواهد شد که در غیر اینصورت می‌بود، و بالعکس اگر علت کاهش یابد، معلول کمتر از آن چیزی خواهد شد که در غیر اینصورت می‌بود.

در مثال بالا افزایش در نسبت نرخ تولد به معنی این است که نرخ تولد (نفر در سال) بیشتر از آن چه خواهد شد که در غیاب این افزایش می‌بود و بالعکس. بنابر این اگر میانگین باروری افزایش یابد، نرخ رشد با ثابت در نظر گرفتن جمعیت، افزایش خواهد یافت. همچنین اگر باروری کاهش یابد تعداد زاد و ولد کاهش می‌یابد.

به بیان دیگر اگر علت به عنوان متغیری باشد که در معلول انباشته می‌شود، پس در واقع در حال اضافه کردن به آن است. در مثال، ولادت به جمعیت می‌افزاید.

به طور مشابه رابطه با قطبیت منفی بدین معنی است که اگر علت افزایش یابد، معلول کمتر از چیزی خواهد شد که در غیر اینصورت می‌توانست باشد و بالعکس.

در این مثال، افزایش در میانگین طول عمر بدین معنی است که نرخ رشد کمتر از حالتی می‌شد که این میانگین افزایش نمی‌یافت. به عبارت دیگر اگر امید به زندگی کاهش یابد آنگاه نرخ مرگ و میر بیشتر از موقعی می‌شود که این تغییر بوجود نیامده بود.

قطبیت ارتباطات ساختار سیستم را نشان می‌دهد نه رفتار متغیرها را. یعنی بیان می‌کند که اگر تغییری حاصل شود چه اتفاقی می‌افتد، نه اینکه در حقیقت اتفاق رخ داده چیست.

نسبت نرخ رشد ممکن است افزایش یابد یا کاهش، و نمودار علت و معلولی به شما نمی‌گوید کدام رخ می‌دهد. در واقع به شما می‌گوید چه اتفاقی می‌افتد اگر این متغیر تغیر کند.

باید به عبارت “بیشتر از آنچه در غیر اینصورت می‌بود…” در تعریف قطبیت رابطه نیز توجه شود. افزایش در علتی که رابطه‌اش با معلول قطبیت مثبت دارد، لزوما بدین معنی نیست که معلول نیز افزایش می‌یابد. به دو دلیل این اتفاق می‌افتد:

اولا؛ به طور معمول در یک سیستم پیچیده، بر هر متغیر بیش از یک علت اثر می‌گذارد. به همین خاطر برای اینکه کاهش یا افزایش واقعی را متوجه شویم باید تغییر سایر متغیرهای اثرگذار را نیز بدانیم.

در مثال بالا نرخ زاد و ولد هم وابسته به جمعیت و هم نسبت نرخ زاد و ولد می‌باشد (نرخ زاد و ولد= نسبت نرخ زاد و ولد X جمعیت). مشخص است که تنها با افزایش نسبت نرخ زاد و ولد نمی‌توان گفت که خود نرخ زاد ولد نیز افزایش می‌یابد. بلکه باید از کم یا زیاد شدن جمعیت نیز اگاهی داشت.

کاهش چشمگیر در جمعیت می‌تواند علی رغم افزایش نسبت نرخ زاد و ولد، نرخ زاد ولد را کاهش دهد.

هنگام براورد قطبیت یک رابطه باید فرض کرد که سایر متغیرها همگی ثابت هستند. با این وجود در بررسی رفتار واقعی یک سیستم، تمامی متغیرها به صورت همزمان در تعامل هستند و نیاز به مدلسازی دینامیکی و شبیه‌سازی کامپیوتری خواهد بود، تا رفتار بررسی شده و تعیین کنیم کدامیک از حلقه‌ها غالب هستند.

دوما (و مهمتر)؛ در نمودارهای علت و معلولی میان متغیرهای انباره و جریان تفاوت گذاشته نمی‌شود.

در مثال جمعیت، جمعیت یک متغیر انباره (حالت) است که از انباشته شدن نرخ زاد و ولد منهای نرخ مرگ و میر (به عنوان متغیرهای نرخ یا جریان) حاصل می‌شود.

افزایش در نرخ ولادت باعث افزایش در جمعیت می‌شود، اما کاهش در این نرخ، جمعیت را کم نخواهد کرد. ارتباطِ با قطبیت مثبت بین نرخ تولد و جمعیت بدین معنی است که از جمع شدن تولدها جمعیت شکل می‌گیرد (رابطه انتگرالی).

بنابر این طبق آنچه پیش از این گفته شد افزایش نرخ زاد و ولد باعث “افزایش جمعیت بیش از آنچه در غیر این صورت می‌توانست باشد”، خواهد شد و بالعکس.

همچنین قطبیت منفی رابطه بین نرخ مرگ و میر و جمعیت نشان دهنده این است که مرگ از جمعیت می‌کاهد و کاهش این نرخ باعث افزایش جمعیت نمی‌شود. کاهش نرخ مرگ بدین معنی است که مردم کمتری می‌میرند و بیشتر زنده می‌مانند پس “جمعیت بیش از آنچه در غیر اینصورت می‌توانست باشد” ، می‌شود.

توجه شود که همچنان به طور قطع نمی‌توانیم بگوییم جمعیت افزایش یا کاهش می‌یابد. جمعیت می‌تواند علی رغم افزایش نرخ رشد کاهش یابد و این در صورتی است که نرخ مرگ و میر بیشتر از نرخ ولادت باشد. برای اینکه بدانیم یک متغیر حالت (انباره) در حال زیاد یا کم شدن است، باید خالص نرخ تغییر آن را بدانیم.

در نتیجه می‌توان گفت اگر با وجود افزایش نرخ ولادت جمعیت همچنان در حال کاهش است، این کاهش با شیبی کمتر از آنچه در غیاب افزایش نرخ زاد و ولد ممکن بود، در حال رخ دادن است.

رسم مرحله به مرحله یک نمودار علت و معلولی

در ادامه با مثالی از کتاب آقای دنیس شروود (Dennis Sherwood) فرآیند رسم یک نمودار علیت را بررسی می‌کنیم. عنوان این کتاب  “دیدن جنگل برای درختان (Seein the Forrest for the Trees)” می‌باشد و آن را در قسمت کتاب های تفکر سیستمی معرفی کرده‌ایم.

یک شرکت سرمایه‌گذاری را در نظر بگیرید که در آن کارمندان به دو قسمت تقسیم می‌شوند:

  • کارمندان خط مقدم: وظیفه یافتن مشتری و برگزار جلسات مذاکره و فروش بر عهده این کارمندان است. در واقع درآمد شرکت از کانال این افراد وارد می‌شود و خودشان هم درصدی از قراردادهای منعقد شده را به عنوان پورسانت دریافت می‌کنند.
  •  
  •  
  • کارمندان پشتیبانی: وظیفه پشتیبانی از نقل و انتقالات و تراکنش‌های صورت گرفته را بر عهده دارند. دقت کاری بسیار زیاد برای انجام وظایفشان نیاز است و معمولا فشار زیادی از نظر استرس تجربه می‌کنند.
  • با این حال چون به صورت مستقیم در درآمد نقش ندارند، آن‌ها را به چشم هزینه می‌بینند.
  •  

در چنین شرایطی با توجه به اصرار سازمان‌ها به کاهش هزینه، همواره فشار بر روی واحدهای پشتیبانی است که با کمترین نیرو، بیشترین کار را انجام دهند. در ادامه نمودار سیستمی که در اثر چنین طرز تفکری بوجود می‌آید را مرحله مرحله ترسیم خواهیم کرد (هر مرحله در تصویر نمودار، روابط و متغیرهای مرحله قبل کم رنگ‌تر نشان داده می‌شوند).

مفهوم اساسی در نمودار پیش رو “توانایی اتمام کارها” است. می‌دانیم که هرچه توانایی انجام کار در سازمان بیشتر باشد، معمولا کیفیت خدمات بالاتر است (علامت s یا + روی رابطه علیت که نشان‌دهنده قطبیت مثبت است) و تعداد خطاها نیز کمتر (علامت o یا – روی رابطه علیت که نشان‌دهنده قطبیت منفی است).

یکی از عواملی که بر روی توانایی اتمام کار تاثیر دارد، فشار کاری روی سازمان است. این فشار کاری برای یک شرکت سرمایه‌گذاری، حاصل حجم مبادلات مالی و سرعت انجام این مبادلات است.

هرچه تعداد مبادلات و سرعت بیشتر باشد، حجم کاری که بر روی دوش افراد است بیشتر می‌شود و به تبع آن توانایی اتمام کارها کم خواهد شد.

به طور کلی وقتی خطا رخ می‌دهد، تقاضای مضاعفی بر روی تمامی کارکنان، به خصوص سرپرستان و مدیران، به وجود می‌آید که مشکلات را حل و فصل کنند. در چنین حالتی مدیران بیش از همه تحت فشار هستند، به این دلیل که:

  1. افراد در سطوح پایین تجربه و دانش کافی برای این کار را ندارند
  2. مدیران دیگر به این افراد اعتماد ندارند و ترجیح می‌دهند خودشان کار را انجام دهند.

وقتی چنین درگیری‌هایی بوجود می‌آید، مدیران سطح بالاتر نه تنها خود وظایف بیشتری برای انجام دارند، بلکه کارهای دیگران را هم باید انجام دهند و این به معنی فشار بر مدیریت است. این موضوع خود فشار کاری بیشتری را به سیستم تحمیل می‌کند.

همانطور که نپدر نمودار بالا هم پیداست، در مرکز آن حلقه‌ای تقویتی به وجود می‌آید که می‌تواند شرایط را برای مدیران بدتر و بدتر کند و از توانایی اتمام کارهای سازمان بکاهد.

برای جلوگیری از پیش‌روی این حلقه شوم تقویتی، نیاز است “ظرفیت کارکنان موثر” را افزایش دهیم. این متغیر خود از دو متغیر دیگر بوجود می‌آید که عبارتند از:

  • تعداد کارکنان
  • آموزش

توجه داریم که تعداد کارکنان در صورتی که آموزش‌های لازم وجود نداشته باشد، نمی‌تواند به تنهایی مشکل عدم اتمام کار را حل کند.

سوال پیش می‌آید که آیا سیستم‌های IT می‌توانند به “توانایی اتمام کار” کمک کنند؟ بله، ولی آیا این اتفاق به صورت مستقیم رخ می‌دهد؟ خیر، بلکه به صورت غیر مستقیم و با کاهش فشار کار، به تیم پشتیبانی کمک می‌کند که توانایی خود را در انجام کارهای محوله بالا ببرند.

تاخیر در تمامی روابط علت و معلولی وجود دارد. بعید است در یک سیستم کاری انجام شود و نتیجه آن را به صورت آنی ببینیم. به عنوان مثال آموزش خود با تاخیر باعث افزایش ظرفیت کارکنان موثر می‌شود.

با این حال در این نمودار، تاخیر بین حضور سیستم‌های IT و کاهش فشار کاری اهمیت بیشتری داشته است و به همین علت نشان دادیم.

اضافه کردن هزینه

به نظر می‌رسد نمودار هنوز کامل نیست. چرا که یک عنصر اساسی در آن نیست: هزینه. همه می‌دانیم که کارکنان، آموزش خوب و سیستم‌های IT همگی هزینه‌بردار هستند.

به همین خاطر با یک معمای مدیریتی مواجه هستیم:

همانطور که اشاره شد، برای کاهش فشار بر نیروی پشتیبانی و افزایش توانایی اتمام کارها، نیازمند هزینه کردن هستیم که این در تضاد با هدف سازمان‌ها برای کاهش هزینه‌هاست.

در چنین شرایطی معمولا تصمیم مدیران ارشد بر این می‌شود که:

  • محدودیت‌های سخت‌گیرانه بر روی تعداد نفرات شاغل در واحد پشتیبانی وضع کنند (قبلا گفتیم که این افراد به چشم هزینه دیده می‌شوند).
  • بودجه آموزش را تا حد امکان کاهش دهند.
  • منابع مالی برای امکانات زیرساختی مثل IT را معطوف به واحدهای خط مقدم کنند تا آن‌ها بتوانند بیشتر کسب درآمد کنند.

مدیران و سرپرستان پشتیبانی هم معمولا تحت فشار قرار می‌گیرند تا آزموده شوند که تا چه حد توان تحمل و مدیریت بحران دارند، و وقتی توانشان جواب‌گو نبود اخراج می‌شوند و نفر بعدی می‌آید.

ظاهرا همه چیز به نفع مدیران ارشد تمام شد و باید قانع شویم که این هزینه‌ها ضروری نیستند. اما یک لینک بسیار مهم در نمودار بالا جا افتاده است و نمودار همچنین کامل نیست.

در چنین شرایطی در حالی که مدیران از کاهش هزینه‌های سازمان خوش‌حال هستند، خطاهای بیشتر در واحد پشتیبانی پیش می‌آید که این خطاها از دو جهت هزینه‌ها را افزایش می‌دهد:

  1. خطا باعث می‌شود دوباره کاری افزایش یابد و وقت افراد به حل و فصل آن بگذرد
  2. خود خطا ماهیت هزینه‌ای دارد و مثلا انجام یک مبادله مالی می‌تواند برای سازمان ضرر به همراه داشته باشد

به همین خاطر می‌توان گفت این اتفاق یک رفتار خلاف شهود است و مدیران ارشد را با مقاومت علیه سیاست مواجه می‌کند.

در این مثال دیدیم که چطور یک رابطه می‌تواند ورق را درباره آنچه ما فکر می‌کردیم درست است برگرداند. یکی از نکات مهم درباره مدل‌سازی سیستم‌ها، سهل ممتنع بودن آن است.

بدین معنی که تصور می‌کنیم رفتار سیستم را بخوبی می‌دانیم و می‌توانیم روابط بین اجزا آن را تحلیل کنیم. اما هنگامی که شروع می‌کنیم به تعیین متغیرهای مهم و ترسیم روابط علیت بین آن‌ها، ساده‌ترین روابط ممکن است به ذهنمان نرسد.

منبع:

Sterman, J. D. (2000). Business Dynamics: Systems Thinking and Modeling for a Complex World. Boston: Mc Graw Hill

ثبت نام کنید و کتاب رایگان «هنر سیستمی اندیشیدن» را دریافت نمایید.

سایر مطالب تحلیل دینامیک‌های سیستم:

  1. نمودارهای علت و معلولی: سیستم بر روی کاغذ
  2. علیت در مقابل همبستگی: بستنی عامل ارتکاب قتل
  3. تعیین قطبیت رابطه: بازخورهای مثبت و منفی
  4.  نامگذاری حلقه های علیت: جلوگیری از جنگ سازمانی
  5. نامگذاری متغیرهای نمودار علیت
  6. تاخیر در سیستم: بنزین با قیمت بالا یا پایین؟!
  7. دینامیک‌های سیستم و آموزگاران مدارس
    1. آموزش دانش‌آموز محور
    2. طبیعت سیستم‌ها
    3. اشتباهات سیستمی
    4. مدل‌ها در همه جا
    5. مدل‌های کامپیوتری
    6. منابع اطلاعاتی و فراگیری مدل‌ها
    7. ساختارهای عمومی و معادلات دیفرانسیل
    8. مرور مقاله آموزش دینامیک‌ها سیستم در مدارس – جی فارستر
  8. معرفی دوره خودآموز دینامیک‌های سیستم: دانشگاه MIT
  9. شبیه ساز پرواز مدیریتی
  10. مدل کردن متغیرهای نرم
  11. از ابزارهای حسابداری تا مدل های دینامیک سیستم
  12. چه زمانی شبیه سازی دینامیک سیستم انجام دهیم؟
  13. از عوامل کلیدی موفقیت تا حلقه های کلیدی موفقیت
  14. از حلقه های علت و معلولی تا مدل کامپیوتری سیستم – 1
  15. از نمودار علت و معلولی تا مدل های کامپیوتری سیستم – 2

12 Comments on “نمودارهای علت و معلولی ؛ چطور سیستم را در قالب حلقه های بازخورد نمایش دهیم؟”

  1. سلام.خسته نباشین.میخواستم ببینم میتونین در مورد ظرفیت بازیافت کاغذ نمودار علت و معلوشو ترسیم کنین؟م تلاش خودمو انجام دادم ولی نتیجه ای در یافت نکردم.ممنون میشم بهم کمک کنین

    1. سلام و وقت بخیر و ممنون بابت کامنتتون.
      بازیافت کاغذ مربوط به صنعت تخصصی هست که بنده اطلاعات کامل در مورد عوامل و متغیرهاش ندارم ولی خوشحال میشم با همکاری و اطلاعاتی که تا اینجا شما دارید اینکار رو بکنیم.

      با تشکر

  2. سلام و وقت بخیر
    در رسم مدل‌های حلقه علت و معلولی معمولا با شناختی که از مسئله وجود داره به بررسی این موضوع می‌پردازیم که متغیرهای دخیل در مسئله چطور باعث کم یا زیاد شدن یکدیگر می‌شوند. در این سیر معمولا از یک متغیر به عنوان علت شروع می‌کنیم و در نهایت به همان متغیر به عنوان معلول می رسیم.
    مثلا برای خرید آنلاین بلیط برای سفر یک حلقه به این صورت ممکنه شکل بگیره:
    افزایش فعالیت آنلاین آژانس‌ها موجوب افزایش آگاهی مردم نسبت به روش‌های اطللاع و خرید آنلاین سفر میشه. افزایش اطلاع باعث افزایش نرخ خریدهای آنلاین خواهد شد. افزایش نرخ خریدهای آنلاین باعث افزایش درآمد اینترنتی آژانس‌ها میشه. افزایش درآمد اینترنتی آژانس‌ها باعث افزایش اعتماد مدیران آن‌ها نسبت به فعالیت آنلاین میشه و این افزایش اعتماد زمینه‌ساز افزایش بودجه تبلیغات آنلاین. در نهایت چنین افزایش بودجه تبلیغات آنلاینی دوباره یکی از دلایل افزایش فعالیت آنلاین آزانس‌ها خواهد شد و حلقه یک دو کامل خواهد زد.
    البته این صرفا یک مثال بود و کل مدل باید با اطلاعات کامل و تخصصی تر خودتون تکمیل بشه. امیدوارم مفید بوده باشه.
    با تشکر

    1. سلام
      جریان و حالت اسم متغیرهایی هستند که در سیستم وجود دارند و ما اون‌ها رو توی نمودار انباره-جریان رسم می‌کنیم (انباره همون متغیر حالت هست).
      در کل متغیرها رو توی سیستم به سه دسته تقسیم می‌کنیم:
      1- متغیر انباره (حالت یا Stock یا State): که وضعیت سیستم رو در یک زمان مشخص به ما نشون می‌دند و اگر زمان رو نگه داریم این متغیرها بازهم قابل تعریفند، مثل آب داخل مخزن، جمعیت، پس‌انداز.
      2- متغیرهای جریان (نرخ یا flow): که وابسته به زمان هستند و اگر زمان رو نگه داریم دیگه قابل تعریف نیستند. مثل سرعت، درآمد، نرخ رشد جمعیت که همگی رو باید بگیم بر حسب زمان چقدر هستند (مثلا چند متر بر ثانیه)
      3- متغیرهای کمکی (Auxiliary): که بیشتر ارتباط دهنده متغیرهای جریان و حالت هستند

  3. با سلام
    پايان نامه من درموردشناسايي نقشه هاي شناختي يك بيماري هست باتوجه به اينكه رسم نقشه هاي شناختي فازي متشكل از رابطه علت ومعلول ورسم آنها گره هايي از علتها ومعلولهاي مرتبط به همديگر هست من ميتونم از اين كتاب شما استفاده كنم؟

    1. سلام
      روزتون بخیر
      این کتابچه برای شروع مناسب هست، با این حال اگر توضیح بیشتر نیاز باشه بنده در خدمتم
      موفق باشید

  4. با سلام و وقت بخیر .
    میشه لطفا بنده رو در رسم نمودار علت و معلولی جریان کولر آبی راهنمایی بفرمایید .‌
    با تشکر .

  5. با سلام
    من مدل سیستم دینامیکی مساله ام رو ساخته ام اما برای بدست آوردن معادلات دیفرانسیل بین متغییر ها مشکل دارم .ممکنه یه منبع خوب آموزشی برای ساخت معادلات رو معرفی کنید و در این زمینه راهنمایی کنید .
    خیلی متشکرم

    1. سلام
      به نظرم کتاب پویایی‌های کسب و کار از آقای استرمن به طور کامل نیاز آموزشیتون رو در این زمینه تامین میکنه
      business dynamics John Sterman

  6. سلام وقت بخیر .ببخشید من یک پروژه داده کاوی در حوزه ی صنایع غذایی دارم که قراره الگوی غذایی یک رنج سنی خاص در یک شهر مشخص بشه، برای پروژه ی ابتدا باید یک الگوریتم ترسیم بشه ،میتونم از شما کمک بگیرمسلام وقت بخیر .ببخشید من یک پروژه داده کاوی در حوزه ی صنایع غذایی دارم که قراره الگوی غذایی یک رنج سنی خاص در یک شهر مشخص بشه، برای پروژه ی ابتدا باید یک الگوریتم ترسیم بشه که حلقه ی بازخورد اطلاعاتی داشته باشد ،میتونم از شما کمک بگیرم؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *